چون دوستى روى تو ورزم به نياز * مگذار بدست دشمن دونم باز
گر سوختنيست جان من هم تو بسوز * ور ساختنيست كار من هم تو بساز
38 - حسن متكلّم « 1 »
تاج الدين حسن متكلّم از شاعران قرن هشتم و از مدّاحان سلاطين آل كرت در هرات بود . دربارهء زندگانى او اطلاع كافى در دست نيست جز آنچه تقى الدين كاشانى در خلاصة الاشعار آورده است ؛ و آنچه دولتشاه و هدايت دربارهء وى گفتهاند بسيار مجمل است . هدايت در مجمع الفصحا با استناد بر يك بيت از قصيدهيى منسوب به حسن متكلّم تصور كرده است كه او از اعقاب آل سامان بود « 2 » ، و چون چنان كه خواهيم گفت آن قصيده از حسن نيست پس موضوع اثبات چنين شرف نژادى براى او منتفى مىگردد .
منشاء او نيشابور ولى محلّ تربيت و تحصيلش هرات بود و در همين شهرست كه علاوهبر تحصيلات ديگر علوم ادبى و شعرى را نزد مولانا مظفّر هروى فراگرفت .
اين مولانا مظفّر هروى از مدّاحان آل كرت و شاعرى ديرپسند و استاد بود چنان كه بقول دولتشاه شاعرانى چون سلمان و خواجو را باستادى نمىشناخت و هم بنابروايت
هامش
( 1 ) - دربارهء او رجوع شود به :
* خلاصة الاشعار تقى الدين كاشانى نسخهء خطى
* مجمع الفصحاء هدايت ج 2 ص 14 .
* تذكرة الشعراء دولتشاه سمرقندى ص 301 - 302 .
* تذكرهء صحف ابراهيم نسخهء عكسى . - مرقوم پنجم كتاب سلم السموات ص 40 .
( 2 ) -منم از نژاد بزرگان سامان * كه بودند شايان چتر و مواكب