اباقا خان بعزّت و احترام پذيرفته شد و او را از مواعظ خود برخوردار نمود . مقدمهء مذكور كه از نسخهء معتبر كتابخانهء ملى پاريس مورخ بتاريخ 767 استنساخ شده چنين است :
« شيخ سعدى رحمة اللّه فرمود كه در وقت مراجعت از زيارت كعبه چون بدار الملك تبريز رسيدم و علما و صلحاء آن موضع دريافتم و بحضور آن عزيزان مشرّف شدم ، خواستم تا صاحب علاء الدين و خواجه شمس الدين صاحب ديوان را ببينم كه حقوق بسيار در ميان ما ثابت بود . روزى عزيمت خدمتشان كردم ، ناگاه ايشان را ديدم با پادشاه روى زمين اباقا برنشسته بودند . چون چنان ديدم خواستم كه بگوشهيى فرو روم ، در آن حال متعذّر بود ، به رسيدن ايشان من در آن عزم بودم كه ايشان هر دو از اسب به زير آمدند و روى به من نهادند . چون برسيدند تلطّف نمودند و خدمت بجاى آوردند و زمين ببوسيدند .
چون بنزديك من برسيدند بوسه بر دست و پاى من نهادند و از رسيدن اين ضعيف خرّميها نمودند ، گفتند اين در حساب نيست كه ما از رسيدن قدوم مبارك پدر ما شيخ خبر نداشتيم . . . » بعد ازين مقدمه كيفيت ملاقات سعدى با اباقا در رساله مذكور افتاده است .
وفات سعدى را در مآخذ گوناگون بسالهاى 690 و 691 و 694 و 695 نوشتهاند « 1 » .
سال 694 در نسخهء چاپى الحوادث الجامعهء ابن فوطى نقل شده و گويا اشتباهيست كه در نظم صفحات يا زمان چاپ در آن كتاب رخ داده .
سال 695 در ماده تاريخ « خا صاد الف دال » « 2 » از مونس الاحرار محمد بن بدر
هامش
( 1 ) - دربارهء « تاريخ درست درگذشت سعدى » مرحوم سعيد نفيسى رحمه اللّه مقالهء مفصل ممتعى در مجلهء دانشكدهء ادبيات ( مهر ماه سال 1337 ) نوشته و كليهء اقوال مؤلفان را از قديم باز تا روزگار ما در آن آورده است .
( 2 ) -هماى روح پاك شيخ سعدى * شب شنبه ز خا و صاد الف دال
مه ذو الحجه از مه كاف و زا روز * بيفشاند از غبار تن پر و باليعنى 27 ذى الحجه سال 695 .