تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 562

مساهمون:

ص٥٦٢
عدهء بزرگى ازين شاعران از گويندگان معاصر پدر او و خود محمّد بوده‌اند و مونس الاحرار يكى از بهترين مآخذ دربارهء اشعار آن دسته از شاعرانست . محمّد خود نيز شعر مىگفته و بعضى از اشعار خويش را در مونس الاحرار آورده است . دربارهء رابطهء بدر الدين جاجرمى و شمس الدين محمد صاحبديوان نوشته‌اند كه بدر رباعى ذيل را در مدح خواجه گفت :
دنيا چو محيط است و كف خواجه نقط * پيوسته بگرد نقطه مىگردد خط پروردهء او كِه و مه و دون و وسط * دولت ندهد خداى كس را بغلط
و خواجه در جواب اين رباعى را كه حوالهء سيصد برهء سفيد برسم صله است ، به دو فرستاد :
سيصد برهء سفيد چون بيضهء بط * كاو را ز سياهى نبود هيچ نقط از گلهء خاص ما نه از جاى غلط * چوپان بدهد بدست دارندهء خط « 1 »
مرثيه‌يى در مونس الاحرار « 2 » از بدر الدين جاجرمى در وفات سعد الدّين الحمّويى بسال 650 هجرى نقل شده كه از كمال اعتقاد شاعر به دو حكايت مىكند . بدر الدين از سعد الدين حمّويى درين رثاء به نحوى ياد مىكند كه گويى مراد و پيشوا و مورد اعتقاد اوست چه او را « مهدى معظّم » و « شيخ عالم » و « نظام دين حق » و « رهنماى نسل آدم » و يا امثال اين عناوين ياد مىكند و « قطب اعظم » مىداند و مىگويد :
بر كه خوانم شعر ازين پس قطب عالم چون نماند * با كه گويم درد دل چون يار و محرم درگذشت
و اين بيت نزديكى اين دو بزرگ را به يكديگر مىرساند . ديوان بدر جاجرمى را نزديك چهار هزار بيت تخمين زده‌اند « 3 » و پسرش محمّد
هامش
( 1 ) - مجمع الفصحا ج 1 ص 169 . در لطايف الطوايف ، ص 258 ، اين رباعى همراه شرح و بسط بيشترى بنام شاعر غير معلومى آورده شده و جواب صاحبديوان هم در آنجا آمده . ( 2 ) - ج 2 ص 821 - 822 ( 3 ) - مرحوم سعيد نفيسى ، تاريخ نظم و نثر در ايران ص 162