فصل اول وضع سياسى ايران از غلبهء سلجوقيان بر خراسان ( 431 ) تا انقراض دولت خوارزمشاهى ( 628 )
دورهيى كه اكنون شروع بمطالعه دربارهء آن مىكنيم دورهء پر اضطرابيست كه از برافتادن حكومت غزنوى در خراسان و حكومتهاى ايرانى در عراق و فارس و كرمان و گرگان و طبرستان آغاز مىشود ، و با تسلطهاى پياپى قبايل و غلامان ترك بر ايران و تشكيل سلسلههايى از رؤساى قبايل بزرگ و كوچك زردپوست و غلامان و سرداران آنان در تمام خاورميانه و خاور نزديك همراهست . اين دوره را در حقيقت بايد دورهء حكومتهاى ترك در ايران دانست و حكومت همين سلسلههاى ترك است كه ايرانيان را از انديشههاى بلند پيشين كه دربارهء استقلال و مليت خود داشتند دور و براى اطاعت از هر قوم چه وحشى و چه متمدن ، و هركس چه غلام فرومايه و چه شاهزادهء بلندپايه ، آماده كرد و بحالتى از حالات روحى انداخت كه حملهء مغول را بر ايران امرى بديع و غريب ندانستند .
اين دوره مقترن است با حملات پياپى غزان و خرلخيان و ختائيان و خوارزميان بر بلاد ماوراء النهر و خراسان و قتل و غارتهاى شعواء كه اگر بحملهء خونآشامان مغول و تاتار منتهى نميگشت ، غالب آن حوادث خونين ساليان دراز در يادها ميماند و هرگز فراموش نميشد .
دورهء دوم حكومت غزنوى
در تشكيل حكومتهاى ترك ايران تقدم با غلامان بوده كه نخستين دسته از آنان بنام غزنويان در اواخر قرن چهارم حكومت مقتدرى تشكيل دادند . راجع بدورهء اول اين حكومت كه تا پايان عهد سلطان مسعود ( 432 ) و تسلط سلاجقه بر ايران امتداد يافته ، در مجلد اول از اين