2 . فهرست اشعار و امثال و حكم
آفتاب فتح را هر دم فروغى مىدهد * در كلاه خسروى رخسار مه سيماى تو
، 59
آن عربزادهء مجنون روش دشتنورد * آن كه از شرم دهنش زلف ببرد ليلا ،
274
اجل مطلق عنان از هر طرف بود * چو محشر هر كجا ديدند صف بود
، 337
احوال ، ما اگرچه مكرر شنيدهايد * سوگند مىخوريم كه كمتر شنيدهايد ،
278
از آن سرها كه از زين بر زمين سود * زمين صحن دكان كلهپز بود
، 203
از آن مملكت عافيت بسته رخت * كه نبود در آن پادشاهى به تخت
، 241
از اين مصر نكويى چشم بد دور * كه باشد صبح يك آيينهدارش
، 286
از برون چون سيم خالص روسفيد * وز درون چون قلب ممسك روسياه
، 64
از بهر طواف كعبه محفل تو * با قافله تهنيت آمده نوروز
، 277
از تماشاى نعمت اين خوان * يافته فيض هم دل و هم جان
، 333
از شورش بحر تيغ طوفان بارش * گردون چو حباب اندرون باخته است
، 320
ازين بزم چراغان چشم بد دور * كه شد چون صبح صادق مشرق نور
، 549
ازين نكته دانند اهل خرد * كه احوال گردنكشان اين بود
، 108
اگر محول حال جهانيان نه قضاست * چرا مجارى احوال بر خلاف رضاست ؟
، 351
اللّه اللّه اين چه فضل است و كرم ،
295
اللّه اللّه كه تلف كرد و كه اندوخته بود
، 105
الهى تا جهان را آب و رنگ است * فلك را سير و گيتى را درنگ است
، 274
الهى تا كه نور مهر تابان * مه نور اكند گل در گريبان
، 297
اى پرتو سيماى تو انجمافروز * از بزم تو نوروز شده عيشاندوز
، 277
اى دل از گلشن اميد گل عيش بچين * روزگار طرب و عشرت جاويد آمد
، 333
اى قباى پادشاهى راست بر بالاى تو * تاج شاهى را فروغ از لؤلؤى لالاى تو
، 59
اى مگس عرصهء سيمرغ نه جولانگه تست * عرض خود مىبرى و زحمت ما مىدارى
، 56