تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
در اين فرقه است كه افكار اسماعيلى به خوبى تجلّى كرده و هدف‌هاى اجتماعى - اشتراكى ايشان تحقّق يافته است . . . . . . . در احساء و بحرين ، آنجا كه « صاحب النّافه » ابو عبد اللّه محمّد ، ابو سعيد جنّابى را فرستاده بود ، دعوت قرمطيان پيروزى درخشانى به دست آورد و هنوز به سال 288 هجرى ( 900 ميلادى ) نكشيده بود كه ابو سعيد بر آن بلاد غلبه يافت و يك جمهورى كمونيستى تشكيل داد و بصره و بغداد را تهديد كرد . بعد از وفات ابو سعيد پسرش ابو طاهر سليمان ( 301 ه . ) به جاى او نشست و او گاه به بصره و بغداد مىتاخت و گاه به حجاز و حرمين ( مكّه و مدينه ) و راه حجّاج را به خطر مىافكند ، تا آنجا كه وحشت سرتاسر بلاد خلافت را بگرفت . در سال 317 ه . ابو طاهر به مكّه درآمد و مردم آنجا و حاجيان را از زن و مرد قتل‌عام كرد ، در حالى كه « به كعبه پناه برده بودند ، چاه زمزم را از ايشان بينباشت و زمين مسجد را به اجسادشان مفروش ساخت و در كوچه‌هاى مكّه و كوه‌هاى اطراف ، در حدود سى هزار تن از مردم خراسان و مغرب بكشت و همين قدر از زنان و پسران اسير گرفت . » همهء آنچه را كه در مكّه بود ، از زيورها و جواهر و گنج‌ها غارت كرد ، همچنين حجر الاسود را با خود برد و اين سنگ ، مدّت 20 سال دور از كعبه ماند ، تا آنكه به امر منصور خليفهء فاطمى به موضع نخستين بازگردانده شد . . . . بعد از مرگ ابو طاهر تغيير مهمّى رخ نداد ، جز آنكه فرزندانش به جاى ايجاد جنگهاى خارجى به اصلاح امور داخلى پرداختند . . . بين مذهب قرامطه و روش اجتماعى مزدك و بابك ارتباطى استوار بود ، اين مذهب مبتنى بر اشتراك اموال بود ، چنان كه ناصر خسرو جهان‌گرد ايرانى كه در سال 443 هجرى از احساء ديدن كرده است گوييد : « . . . و آسياها باشد در لحساء ( احساء ) كه ملك سلطان باشد و براى رعيّت غلّه آرد كند كه هيچ نستانندى ، و عمارت آسيا و مزد آسيابان از مال سلطان دهند . » ديگرى گويد « همه چيز در ميان ايشان مشترك است ، مگر شمشير . » قرامطه را دين و شعاير دينى قابل ذكرى نيست ، ابو طاهر كعبه را ويران كرد تا به قول خود ، بناى كفر و پرستش سنگها را براندازد . « ابن جرّار » گويد : يكى از اصحاب ابو طاهر سوار بر اسب خود وارد خانهء خدا شد و به مردمى كه آنجا بودند ندا داد كه اى خران ! شما اين خانهء سنگى را سجده