لطفعلى خان مرد رشيد * هركس رسيد آهى كشيد
مادر خواهر جامه دريد * لطفعلى خان بختش خوابيد
باز هم صداى نى مياد * آواز پىدرپى مياد
بالاى بان دلگشا * مُردست ندارد پادشا
صبر از من و داد از خدا * باز هم صداى نى مياد
آواز پىدرپى مياد * لطفعلى خان مىرفت ميدان
مادر مىگفت شوم قربان * دلش پرغم رخش گريان
بازهم صداى نى مياد * آواز پىدرپى مياد
لطفعلى خان هى مىكرد * گلاب نبات با مى مىخورد
بختش خوابيده لطفعلى خان * باز هم صداى نى مياد
آواز پىدرپى مياد * اسب نيله نوزين است
دل لطفى پر از خون است * باز هم صداى نى مياد
آواز پىدرپى مياد * وكيل « 1 » از قبر در آرد سر
بيند گردش چرخ اخضر * باز هم صداى نى مياد
آواز پىدرپى مياد * لطفعلى خان مضطر
آخر شد به كام قجر « 2 »
از تصنيفهاى قديميتر ، كه نمونههاى زيادى از آنها در دست نيست ، اگر بگذريم مىرسيم به تصنيفهايى كه به زمان ما نزديكتر هستند . اين تصنيفها ، خواه عاشقانه و خواه هجايى و جدّلى ، در مواقع معين و به مناسبتى از وقايع و حوادث روز ساخته شده و با آواز مطربان و ضرب موسيقى همراه بودهاند . آهنگ آنها يكنواخت و متشابه و مكرر و بنابراين خستهكننده است ، معهذا براى سامعهء ايرانى دلپذير و شيواست . « 3 »
يكى از اين تصنيفها تصنيف « ليلى » است كه دربارهء « كنت منت فرت » « 4 » ساخته شده و وى را به باد تمسخر و ريشخند گرفته است . ناصر الدين شاه پس از بازگشت از سفر فرنگ در سال ( 1296 ه . ق ) اين شخص را به رياست پليس تهران منصوب كرد . كنت براى
هامش
( 1 ) . كريم خان زند ، عموى لطفعلى خان .
( 2 ) . منظور آغا محمد خان قاجار است .
( 3 ) . از تصنيفهاى قديم ايران مقدارى را جرج گراهام ، كه در سال 1910 م كنسول انگليس در شيراز بوده ، براى ادوارد براون جمعآورى كرده ، مقدارى نيز ژوكوفسكى خاورشناس روس گردآورده و به روسى ترجمه كرده و در سال 1902 م در سنپترسبورگ به چاپ رسانيده است . چند تصنيف هم برزين با ترجمهء انگليسى انتشار داده ( براون ، تاريخ ادبيات ايران از آغاز عهد صفويه تا زمان حاضر ، ترجمهء رشيد ياسمى ) .
( 4 ) .Conte Monteforte