كه دل مؤمن بر آنها حقد و كينه ندارد كه -
لا يغلّ .
- هم روايت شده يعنى دل مؤمن بر آن سه چيز داراى خيانت نمىشود « 1 » .
أَغَلَّ الجازر و السّالخ : وقتى است كه در پوست مقدارى از گوشت باقى بماند كه از واژه - إِغْلَال - يعنى خيانت است گويى كه سلاخ در گوشت خيانت كرده است و آن را در پوستى كه آن را مىبرد و حمل مىكند باقى گذارد .
غُلَّة و غَلِيل : شدّت خشم و عطش و سختى است كه انسان آن را در دل خويش نگه مىدارد و مىپوشاند . گفته مىشود - شفا فلان غليله : او خشم و غيظ خود فرو نشاند .
غَلَّة : آنچه كه انسان از درآمد زمينش بدست مىآورد .
أَغَلَّتْ ضيعته : زمين و مالش سود داد .
هامش
محمّد من قريش به غير اذن وليّه ردّه عليهم و من جاء قريشا ممّن مع محمّد لم يردوه عليه و ان بيننا عيبه و مكفوفه و انّه « لا اسلال و لا اغلال » و انّه من احبّ ان يدخل فى عقد محمّد و عهده دخل فيه و من احبّ ان يدخل فى عقد قريش و عهدهم دخل فيه :
پيامبر ( ص ) و سهيل بن عمرو بر شرايط زير پيمان صلح بستهاند :
( 1 ) حديث شريف فوق كه يكى از عاليترين آداب تربيت نفسانى و انسانى است همانطور كه راغب گفته با عبارت - لا يغلّ - هم روايت شده يعنى اصولا دل مؤمن چنان آلودگيهايى پيدا نمىكند :
« ثلاث لا يغلّ عليهن قلب مؤمن ، اخلاص العمل للّه و مناصحه ذوى الامر و لزوم جماعة المسلمين » .
سه چيز است كه دل و قلب مؤمن بر آنها داراى كينه و خيانت نمىشود :
الف - اخلاص عمل براى خداى تعالى و پاك نيّتى .
ب - نصيحت كردن كسانى كه مسئوليّت امور مسلمين را دارند .
ج - الزام نمودن خود بر اينكه در جماعت مسلمين باشد .
گفته شده - لا يغل عليهنّ قلب مؤمن - يعنى در دل مؤمن هرگز نفاق و خيانت و دغلكارى راهى ندارد و در عوض اخلاص نيّت در بارهء خداى عزّ و جلّ در دل اوست ، اگر - يغلّ - با فتحه حرف ( ى ) و كسرهء ( غ ) خوانده شود از كينه و خيانت است يعنى در دلش حقد و كينهاى كه حقّ را از دل بزدايد راه ندارد و اگر - يغلّ با فتحهء حرف ( ى ) خوانده شود ، در معنى خيانت است .
در مجمع البحرين اين حديث بجاى قلب مؤمن - ( قلب مسلم ) نوشته شده و به صورت « ثلاث لا يغلّ قلب مسلم » آمده است .
( لسان العرب 11 / 501 - مقائيس اللّغه 4 / 375 - مجمع البحرين 5 / 436 ) .