حسن گفته است :
كلّ غَرِيم مفارق غريمه الّا النّار .
- گفته شده معنايش اين است كه ، آتش شيفتهء هلاك اوست ( يعنى هر وام دهندهاى و وام گيرندهاى روزى از بدهكار يا طلبكارش با تسويه حساب دور مىشود مگر آتش عذاب ) .
غرو
: غَرِيَ بكذا : پيوسته و شيفته آن شد و اصلش از - غِرَاء : مواد چسبنده ، مثل سريشم است . أَغْرَيْتُ فلانا بكذا - مثل عبارت - الهجت به - است يعنى مشتاقش كردم ، در آيات :
(
فَأَغْرَيْنا
بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ - 14 / مائده ) (
لَنُغْرِيَنَّكَ
بِهِمْ - 60 / احزاب ) « 1 » .
غزل
: در آيه : (
وَ لا تَكُونُوا كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَها
- 92 / نحل ) « 2 » .
غَزَلَتْ غَزْلَهَا : آن را رشته كرد . غَزَال : نوزاد آهو .
غَزَالَة : قرص خورشيد . غَزْل و مُغَازَلَة : با شفقت و شگفتى نگريستن به همسر ، گويى كه مادر آهو به نوزادش مىنگرد .
غَزِلَ الكلب غَزْلًا : اين است كه سگى به آهوى برسد و او را بگيرد امّا بعد از رسيدن از او غافل شود و آهو بگريزد .
غزو
: الغَزْوُ : بيرون رفتن براى جنگ با دشمن غَزَا ، يَغْزُوا ، غَزْواً : براى جنگ بيرون
هامش
( 1 ) هر گاه دو چهرگان و منافقين به عداوتشان پايان ندهند ترا فرمان دهيم تا با آنان كارى انجام دهى كه ناچار از ترك « مدينه » شوند .
( 2 ) از كسانى كه رشتهها و بافتههاى خويش پاره پاره مىكنند و آنها را پنبه مىكنند نباشيد كه كنايه از پيمان شكنى و به هدر دادن كارهاى گذشته است .