پستان ، پس تمام معانى فوق در عبارت - داهية غبراء هست و نيز بلا و مصيبتى است كه وقتى مىگذرد اثرى از آن باقى است و يا از عبارت - عِرْقٌ غَبِرٌ - است يعنى رگى كه بعد از بسته شدن خونش مجدّدا خونش روان مىشود و باز پى در پى باز و شكسته مىشود .
غَبِرَ العِرْقُ : رگ باز شد .
غُبَيْرَاء : گياهى است معروف ( درخت سنجد ) كه ميوهاش بر همان شكل و رنگ برگ درخت است . ( درخت سنجد برگش و ميوهاش و ساقهاش گرد آلود و خاكسترى رنگ است ) .
غُبَيْراء : ميوه درخت سنجد .
غبن
: الغَبْن : يعنى در معاملهاى كه ميان تو و ديگرى هست با نوعى نهانكارى او را مغبون و زيانمند سازى كه اگر اين مغبون شدن در مال باشد ، مىگويند : غَبَنَ فلان - و اگر زيان و ضرر در رأى و نظر باشد ، مىگويند : غَبِنَ ( با كسره حرف - ب ) .
غَبِنْتُ كذا غَبْناً : وقتى است كه چيزى را فراموش كنى و آن را نوعى غبن و زيان و ضرر بدانى .
يَوْمُ التَّغابُنِ
: روز قيامت ، براى اينكه در قيامت زيانمنديها و غبن در خريد و فروشهائى كه آيات زير به آن اشاره مىكند آشكار مىشود كه چون مؤمن بودهاند به رضاى خدا مىرسند .
(
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ
- 207 / بقره ) (
إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
. . . - 111 / توبه ) و از آيه : (
الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَيْمانِهِمْ ثَمَناً قَلِيلًا
- 77 / آل عمران ) « 1 » دانسته
هامش
( 1 ) كسانى كه پيمان خداى و سوگندهاى خويش را به بهائى ناچيز و اندك مىفروشند در آخرت .