تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 587

مساهمون:

ص٥٨٧
آيه : (
وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ
- 199 / اعراف ) « 1 » . عُرْفُ الفرسِ و الدّيكِ : كاكل اسب و خروس . جاء القطا عُرْفا : مرغان سنگ خواره پياپى آمدند ، در آيه : (
وَ الْمُرْسَلاتِ عُرْفاً
- 1 / مرسلات ) . عَرَّاف : مثل كاهن است جز اينكه - عرّاف از احوالات آينده خبر مىدهد و - كاهن - از اخبار گذشته مىگويد . عَرِيف : كسى است كه مردم را خوب مىشناسد و معرّفى مىكند ، شاعر گفت :
بعثوا إليّ عَرِيفَهُم يتوسّم
( عريف و مردم شناس خود را به سويم فرستادند كه به فراست همه را مىدانست و نشان مىداد ) . عَرُفَ فلانٌ عَرَافَةً : وقتى است كه كسى به چيزى اختصاص پيدا كند و لذا - عَرِيف يعنى بزرگ و سرشناس شاعر گويد :
بل كلّ قوم و إن عزّوا و إن كثروا * عريفهم بأثافي الشّرّ مرجوم
( هر قومى هر چند بزرگ و ريشه دار زياد باشند سرپرستشان در شرّ و بدى كه سپر بلاست گرفتار است ) . يوم عَرَفَةَ : روزى است كه در عرفات وقوف مىشود . و در آيه : (
وَ عَلَى ( الْأَعْرافِ
رِجالٌ - 46 / اعراف ) أَعْرَاف : ديوار و حائلى است ميان بهشت و دوزخ . اعْتِرَاف : اقرار كردن ، و اصلش اظهار شناخت گناه است كه ضدّش - جحود - يا انكار مىباشد . در آيات :
هامش
( 1 ) در بارهء مشركين و كفّار است كه مىگويد : هر گاه به هدايت دعوتشان كنى نمىشنوند و نمىنگرند و حقيقت اين است كه نمىبينند سپس مىگويد : (خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ- 199 / اعراف ) به نيكى از آنها درگذر و به خوبى امر كن و از نادانان روى بگردان .