معنى فاعل از أفعل و فعل - ( باب افعال و تفعيل ) ساخته نمىشود و از - فعل - بنا مىشود .
و نيز گفته شده
( ماءً طَهُوراً )
در آيه اخير از جهت معنى اقتضاى تطهير و پاك كننده دارد ، و آن به اين معنى است كه - طاهر - يعنى پاك كننده دو گونه است :
اوّل - اينكه صفت پاكى و طهارت آن را متعدّى نمىكند مثل طهارت لباسى كه طاهر است بدون اينكه بتوان آن را - مطهّر - دانست .
دوّم - اينكه صفت طهارت چيزى را متعدّى يعنى پاك كنندهء غير از خودش قرار مىدهد و خداى تعالى آن را با واژه - طهور - وصف كرده است تا شناختى و هشدارى بر اين معنى باشد .
طيب
: طَابَ الشّيءُ يَطِيبُ طَيْباً : آن چيز به خوبى پاك شد كه آن را - طَيِّب - يعنى پاك مىگويند .
و در آيات : (
فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ
- 3 / نساء ) (
فَإِنْ طِبْنَ
لَكُمْ - 4 / نساء ) اصل طَيِّب - چيزى است كه براى حواسّ لذّت آور است و نفس و جان آدمى از آن لذّت مىبرد . الطّعام الطَّيِّب : در شرع ، چيزى است كه آن خوردگى و طعام پاك داراى شرايطى باشد . از اين قرار :
1 - به صورت مجاز تهيّه شده باشد و خوردنش جائز باشد .
2 - به اندازهاى كه جايز است صرف و تناول شود يا تهيّه شود .
3 - و از جائى كه جائز است ، بدست مىآيد و هر گاه چنين باشد آن چيز طيّب و پاك است چه دنيائى و چه اخروى و آن چيز ناگوار نيست و گر نه چيزى هر چند كه در دنيا پاك باشد و از آن سه مجرا بدست نيايد در آخرت و پايانش هم پاك نيست .
( يعنى چيزى پاك كه به اندازه مجاز بدست نيامده و از جائى هم كه مجاز نيست