تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
مىرسيم 2 - و شبانه بر دشمن شبيخون مىزنيم ، 3 - و يا چون ستاره بلند مرتبه‌ايم . ) حوادثى هم كه در شب رخ مىدهد به - طَوَارِق - تعبير شده است طُرِقَ فلانٌ : شب قصدش كردند ، شاعر گويد :
كأنّي أنا المَطْرُونق دونك بالّذى * طُرِقْتَ به دونى و عيني تهمل
( مثل اينكه من مانند تو ، به نسبت كسى كه به وسيله او زده شده‌اى ضعيفم و چشم پر از اشك ) . و به اعتبار زدن در معنى - طرق - گفته مىشود : طَرَقَ الفحلُ النّاقةَ : شتر فحل مادينه را كوفت و زد . أَطْرَقْتُهَا و اسْتَطْرَقْتُ فلاناً فحلًا : از او فحل خواستم مثل اينكه مىگوئى ضربها الفحل و أضربتها و استضربته فحلا - است . شتر ماديه را طَرُوقَة گويند ، واژهء طَرُوقَة - براى زن هم كنايه شده است . أَطْرَقَ فلانٌ : چشم به زير انداخت ، گويى كه ديدگانش را به زير دوخته است مثل زدن چيزى با چكش كه بهم متّصل مىشود و به اعتبار معنى واژه - طريق - آنطور گفته شده . جاءت الإبلُ مَطَارِيقَ : شتران بر يك راه آمدند . تَطَرَّقَ إلى كذا - مثل - توسّل - است يعنى به آن توسل جست و دست يازيد . طَرَّقْتُ له : راهى برايش قرار دادم . جمع طَرِيق ، طُرُق است و جمع طَرِيقَة - طَرَائِق . گفت : (
كُنَّا طَرائِقَ قِدَداً
- 11 / جنّ ) اشاره به اختلاف آنها در درجاتشان است مثل آيه : (
هُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ اللَّهِ
- 163 / آل عمران ) . طبقات آسمان را هم - طرائق - گفته‌اند ، خداى تعالى گويد : (
وَ لَقَدْ خَلَقْنا فَوْقَكُمْ سَبْعَ طَرائِقَ
- 17 / مؤمنون ) رجلٌ مَطْرُوقٌ : كسى كه در او ضعف و سستى هست ، و اين معنى از سخنى است كه مىگويند : هُوَ مَطْرُوقٌ : حادثه‌اى ناگوار به او رسيده و او را سست كرده يا براى اينكه زده و كوفته شده است . مثل مقروع : كوبيده شده و يا مثل - مدوخ : مرد شتابكار و يا از عبارت :
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 481 | الراغب الأصفهاني / غلامرضا خسروى حسينى