ضَحِكَ الغديرُ : آبگير و بركه از پرى و سر ريز بودن مىدرخشد ، و مىخندد .
ضحي
: الضُّحَى : گسترش نور خورشيد در نيمروز و ادامه يافتن روز و آن زمان يعنى نيمروز به همان جهت - ضحى - ناميده شده - در آيات گفت :
(
وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها
- 1 / شمس ) (
إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحاها
- 46 / نازعات ) « 1 » (
وَ الضُّحى وَ اللَّيْلِ
- 1 / ضحى ) « 2 » (
وَ أَخْرَجَ ضُحاها
- 29 / نازعات ) « 3 » (
وَ أَنْ يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى
- 59 / طه ) .
( اينكه مردم در نيمروز فراهم آيند و جمع شوند ) . ضَحَى ، يَضْحَى در تابش آفتاب قرار گرفت .
و گفت : (
وَ أَنَّكَ لا تَظْمَؤُا فِيها وَ لا تَضْحى
- 119 / طه ) يعنى تو از گرماى خورشيد مصون هستى و تشنه نمىشوى .
تَضَحَّى : ناهار خورد ، مثل - تغدّى : ناشتايى خورد .
ضَحَاء و غداء : غذاى ظهر و چاشتگاهى است .
ضَاحِيَةُ كلِّ شيءٍ : قسمتى و ناحيهاى از هر چيزى كه روشن و آشكار است .
ضَوَاحِي : كرانههاى روشن آسمان .
هامش
( 1 ) مربوط به دوران و مدّت برزخ است ، در بارهء كسانى كه به قيامت معتقد بودهاند ، مىگويد : چون قيامت را مىبينند ، گويى كه جز شبى يا روزى در برزخ نگذارندهاند .
( 2 ) سوگند به روز روشن و شب تار ، خداوند به تمام حقايقى كه در پهنهء آفرينش نقش حياتى دارند و مورد مشاهده است سوگند ياد مىكند ، و سوگند همان گواه بودن ، و مورد سوگند شكوه و عظمت آن را به خوبى روشن مىكند .
( 3 ) آيا خلقت شما مشكلتر است يا آسمانى كه ساخته و آفريده است ، و سقفش را بالا برده و پرداخته شبش را تار و روزش را روشن نموده است .