تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
چون در خنديدن دندانها ظاهر مىشود ، لذا دندانهاى پيشين ، ضَوَاحِك ناميده شده . الضَّحِك : براى ريشخند كردن و سخريّة استعاره شده است . ضَحِكْتُ منه : از او خنده‌ام گرفت و به او خنديدم . رجلٌ ضُحَكَةٌ : مردى كه به مردم زياد مىخندد . ضُحْكَة : مورد ريشخند و خندهء مردم ، در آيات : (
وَ كُنْتُمْ مِنْهُمْ تَضْحَكُونَ
- 110 / مؤمنون ) « 1 » . (
إِذا هُمْ مِنْها يَضْحَكُونَ
- 47 / زخرف ) (
تَعْجَبُونَ وَ تَضْحَكُونَ
- 60 نجم ) واژه - ضَحِك - در سرور و شادمانى بطور مجرّد نيز به كار مىرود ( بدون خنديدن ) در آيات : (
مُسْفِرَةٌ ضاحِكَةٌ
- 39 / عبس ) « 2 » (
فَلْيَضْحَكُوا
قَلِيلًا - 82 / توبه ) « 3 » (
فَتَبَسَّمَ ضاحِكاً
- 19 / نمل ) ( لبخندى زد و خندان شد ) شاعر گويد :
يَضْحَكُ الضّبعُ لقتلى هذيلٍ * و ترى الذئب لها تستهلّ
( گفتار به كشته‌هاى قوم هذيل مىخندد و گرگ را مىبينى كه براى خوردن لاشه‌ها به آنها نزديك شده است ) . ضَحِك : گاهى براى حالت تعجّب به كار مىرود ، و از اين معنى است كه - خنده - را مخصوص انسان دانستند و آن حالت در غير انسان در ساير حيوانات يافت نمىشود
هامش
( 1 ) شرح حال دوزخيان در دنياست كه به خدا پرستان مىخنديد و بعد در دوزخ مىگويند :رَبَّنا غَلَبَتْ عَلَيْنا شِقْوَتُنا وَ كُنَّا قَوْماً ضالِّينَ: پروردگارا بدبختى و تيره روزى در دنيا بر ما چيره شده بود و ما گروهى گمراه بوديم . ( 2 ) چهره‌هايى در آن روز شادمان و مسرور است . ( 3 ) منافقين و دو رويان براى اينكه به جهاد نرفته بودند شاد بودند و مىخنديدند و نيز كراهت داشتند كه با مال و جان خويش در راه خدا جهاد كنند ، آيه مىگويد : بايستى به سزاى اعمالشان كم بخندند و به فرجام بد خويش زياد گريه كنند .