پيامبر عليه السّلام فرمود :
( كلّ لحم نبت من سحت فالنّار اولى به ) .
يعنى : ( هر گوشتى كه از گناه و لذّات حرام در بدن روئيده و افزوده شود آتش عذاب برايش شايستهتر است ) .
رشوة : هم - سحت - ناميده شده ، روايت شده كه : حجامتگرى و رگزنى گناه است نه از جهت شريعت كه از جهت جوانمردى ، مگر نمىبينى كه پيامبر عليه السّلام ( براى تقويت روح جوانمرديش ) دستور داده است كه شتران آبكش را علوفه دهد و بندگان را اطعام كند . ( نه حجامتگرى ) .
سحر
: السَّحَر : ريه و شش و كنار خشك ناى گلو .
انْتَفَخَ سَحْرُه : از حدّش تجاوز كرد و ترسيد و بد دلى كرد .
بعير سَحِير : شترى با ريه و گلوى بزرگ .
السُّحَارة : آنچه كه از ناى و گلوى شتر در موقع ذبح كردن جدا مىشود - سحارة - بر وزن و معنى - نُفَاية و سُقَاطة - يعنى دور و ساقط شده .
گفتهاند واژه - سحر - يعنى گلو درد ، از اين ريشه مشتق شده ولى - سِحْر - در معانى مختلف آمده است :
اوّل - خدعه و فريب ، و همچنين پندارهائى كه حقيقت ندارد ، مثل شعبده بازى كه ديدگاههاى بينندگان را با تردستى و از آنچه كه مىكند برمىگرداند و همين طور - سحر - يعنى ، كارى كه سخن چين مىكند كه با سخنان مزخرف و ظاهر فريبش باز دارنده گوشها از شنيدن حقّ است .
چنان كه خداى تعالى در اين باره مىگويد : (
سَحَرُوا
أَعْيُنَ النَّاسِ ، وَ اسْتَرْهَبُوهُمْ - 116 / اعراف ) .
( در باره ساحران دربار فرعون است كه مىگويد : (
قالَ أَلْقُوا فَلَمَّا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَ اسْتَرْهَبُوهُمْ وَ جاؤُ بِسِحْرٍ
عَظِيمٍ ) .