مواجبى كه براى لشكريان خويش مقرر كرده بود ، ابا مىورزيد . چنانكه به همين سبب بيش از پانزده هزار نفر از ايشان ، ايران را ترك گفته به خدمت تاتارها درآمدند و گروهى ديگر طوق بندگى سلطان هند را گردن نهادند تا فرمانبردار چنين شهريار ستمگرى نباشند . . . » « 1 »
در ميان سلاطين ايران كمتر پادشاهى چون شاه عباس در سفر و حضر ، ساده زندگى مىكرد .
« وى مانند يك نفر سرباز عادى و تهىدست لباس مىپوشيد و يك جفت گيوه به پا داشت كه هنگام سخن گفتن با ما كرارا به آن اشاره مىكرد . . . مثل ساير سربازان حاضر بود با لقمه نانى جوينى بسازد و در چادرى سر بر زمين نهاده بخسبد . » « 2 »
كارت رايت ، دربارهء سربازان شاه عباس مىنويسد : « و اما سربازان وى اكثرا افرادى هستند به غايت دلير و اصيل و از هرحيث به مراتب برتر از لشكريان عثمانى . . . ارتش ايران از لحاظ نفرات توپخانه و ساير ادوات جنگى به پايهاى رسيده است كه قدرت دارد بر عثمانى ضربات جانكاهى وارد كند . بعلاوه لشكريان ، مطيع شاهند . . . » « 3 »
شاه عباس بر خلاف شاه طهماسب كه از دادن حقوق و دستمزد سپاهيان خوددارى مىكرد و علىرغم روش نامعقول محمد خدابنده ، نهتنها سربازان را از لحاظ حقوق در رفاه و آسايش نگه مىداشت ، بلكه با آنان با روشى دوستانه رفتار مىكرد .
تركيب قشون
پيترو دلاواله دربارهء تركيب قشون ايران در عهد شاه عباس چنين مىنويسد :
« قشون ايران مركب از چهار دسته است كه به ترتيب اهميت از پايينترين آنها يعنى تفنگچيان كه شاه چندى پيش به توصيهء رابرت شرلى ، به تشكيل آن همت گماشت ، شروع مىكنيم :
تفنگچيان از نژاد اصيل ايرانى هستند كه مسكن و مأواى آنها در شهرها يا دهات است . و چون تمام سال حقوق مىگيرند ، مجبورند هروقت به وجود آنها احتياج باشد فورا به خدمت حاضر شوند . نجيبزادگان يعنى قزلباشها وارد اين دسته نمىشوند و در حقيقت افراد آن را فقط رعيتها تشكيل مىدهند .
به رعيت لفظ « تات » نيز اطلاق مىشود . . . تاتها ايرانى الاصل هستند و ساكنين واقعى اين سرزمين را تشكيل مىدهند و خيلى از بزرگان و ثروتمندان و بعضى از ميرزاها ، بهطور كلى كسانى كه به دلايلى جزء سپاهيان منظم نيستند و يا مشاغل دربارى و دولتى ندارند ، در طبقهبندى ، از تاتها محسوب مىشوند . تفنگچيان نيز جزء همين طبقه هستند . . . تفنگهاى قتيلهاى تفنگچيان از تفنگهاى معمولى كوتاهتر و از تفنگهاى جديد كوچكتر است . . . تفنگچيان امروز خيلى مورد توجه شدهاند . . . فرماندهان آنها يوزباشى خوانده مىشوند ( يعنى رئيس صد نفر ) . بعد از تفنگچيان ، نوبت به غلامان شاه مىرسيد كه از نژادهاى مسيحى ( از قبيل چركس ،
هامش
( 1 ) . همان ، ص 220 به بعد .
( 2 ) . همان ، ص 305 .
( 3 ) . همان ، ص 306 .