تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1160

مساهمون:

ص١١٦٠
و نه شنيده شده ، يكى توپ‌ريزى در هرات ، دوم قورخانه و توپخانه به اين استحكام و زيادتى كه مقابل دولتهاى شش‌صد ساله است در عرض 8 سال ، و يكى بناى قلعهء به اين استحكام در عرض يك ماه . در هرسرحدى بخواهى در عرض يك ماه فعله و عمله ريخته قلعهء مستحكمى مىسازى و قشون و توپخانه مىگذارى بىحرف . مقصود اين است كه مىفرمايند بىپولى پوست ما را كند ، كمترين غلام جسارت اين‌گونه حرف را ندارد ، خود فرمايش مىكنيد ، پادشاه هستيد و مختار همه چيز . بر ما بندگان ياراى تعرض نيست و الان چهل هزار تومان بلكه پنجاه هزار تومان از غلام كمترين براى مصارف كارهاى پادشاهى مىخواهند و به آن قسم هم خود فرمايش مىكنى ، انصاف و مروت كه قبلهء عالم روحنا فداه دارند هيچ پادشاهى نداشته ، نفرماييد جسارت مىكند . ولينعمت عالم ، بردهء كمترين سؤالى مىكنم ، جوابى بفرماييد ، پانزده سال است دخل و تصرف در ايران داريم و پيوسته آه و ناله ، ماليات ايران چه مىشود ، كه مىبرد ، از مردم پول نگيريد ، غلام چكنم ؟ اگر مىدانستم كه نداريد ، به هروضعى بود پنجاه هزار تومان را در سه روز پيدا مىكردم و از تنگى خلاص مىشديد ، نه اين‌كه غلام قرض بكنم و مردم بخورند . ماليات ايران نقد ، پنج كرور و سىصد هزار تومان چيزى علاوه ، جنس 260 هزار خروار با كاه و غيره ، مخارج ولايتى : نقد 316 هزار تومان ، جنس به همه جهت سى هزار خروار با كاه و غيره ، الباقى نقد چهار كرور و يك‌صد هزار تومان جنس به همه جهت 170 هزار خروار . هنوز از سال چيزى نگذشته ، اينها را يك جا كه برد ؟ اگر نداريد ، بفرماييد البته البته پنجاه هزار تومان را از غلام بگيرند . . . تا حال كه سلخ رجب است ، 210 هزار تومان به همه جهت حواله شده . » « 1 » حاج سياح مىنويسد : « . . . اكثر ولايات و بلوكات ايران ملوك الطوايفى و هرتيولدار در ادارهء حوزهء خودمختار است . . . هيچ‌كس نمىداند كه اصلا ماليات براى اين است كه دولت براى آبادى مملكت و ساختن راه و نگاهداشتن قشون و مستحفظ و پليس و نشر علم و ساير منافع عمومى صرف كند . . . » « 2 » حاج سياح ضمن توصيف منطقهء زرخيز خوزستان ، از لزوم سدبندى در آن منطقه سخن مىگويد و مىنويسد : « دولت ابدا اين فكر را نكرد كه ماليات و آنچه از رعيت گرفته مىشود براى اين است كه به منافع آنها صرف شود . بلكه مردم را بندهء خود مىدانند ، و آنچه مىگيرند مال خود مىشمارند . بنابراين مىگويند ما چرا مال خود را كه براى كامرانى و عيش و نوش از مردم گرفته‌ايم خرج كنيم تا مردم نفع ببرند ؟ دولتيان ايران ، ايرانيان را بيگانه و بندهء خود مىدانند و نمىدانند كه اگر چنين هم باشد باز نفع ايشان در آبادانىست . » بعد در مورد سدبندى مىنويسد : « شيخ جابر خان به توسط حمزه ميرزاى حشمت الدوله عريضه داد كه از سه كار يكى را بكنيد كه
هامش
( 1 ) . اسناد و نامه‌هاى تاريخى از جلايريان تا پهلوى ، به اهتمام دكتر جهانگير قائم‌مقامى ، ص 196 به بعد . ( 2 ) . خاطرات حاج سياح ، پيشين ، ص 108 .