است . » « 1 »
خزانهء دولت :
ناصر الدين شاه بعد از خالى شدن خزانهء دولت ، براى جبران كسر بودجه از حكام ، تقديمى زياد مطالبه مىكند . « به اين ترتيب كه ، سالى يك مرتبه اغلب حكام را تغيير مىدهد و از حكام جديد تقديمى فراوان اخذ مىكند و آنان را با اختيارات كامل به ايالات و ولايات مىفرستد . آنها نيز براى به دست آوردن اين مبلغ هنگفت ، كارهاى ادارى حكومت را به اشخاص متمول مىفروشند . حتى چوب و فلك دار الحكومه را مقاطعه مىدهند . حكام علاوه بر مبلغى كه به شاه تقديم مىكنند ؛ بايد مبلغى براى صدراعظم و وزراى او در نظر بگيرند . چنانكه ناصر الدوله ، حاكم كرمان ماهى هزار تومان به قهوهخانهء امين السلطان مىپرداخت . . . علاوه بر اينها ، چون كسى مصدر حكومت مىگردد ، رجال بىكار و طماع توقع ارمغان مخصوص آن محل را از وى دارند . روحانىنمايان نياز دعاگويى از او مىطلبند ، اهل منبر زبانبند مىخوانند ، مفتخواران كه به حاشيهنشينى مجالس ، گذران مىكنند و مسخرچيان كه همهجا راه دارند ، نوكرهاى مخصوص شاه و رجال ، از حكام توقع تقديمى و بخشش دارند ، و حاكم مجبور است اين تكليفات را به شاه و گدا ادا نمايد . . . در مركز مأموريت هم ، ارباب توقع محلى در لباسهاى مختلف موجودند كه اگر مقاصد شخصى آنها انجام نگيرد به تحريك نمودن عامه بر ضد او مىپردازند . بالجمله در مدت حكومت بايد خرج وى بگذرد ، قروض تهرانش را بدهد و براى روزگار بىكارى هم ذخيرهاى تحصيل نمايد . . . اينجا بايد نظرى به حال رعيت كرد كه اولا ماليات معمولى او را مضاعف مىكنند و به اين قناعت نكرده ، هرروز به يك بهانه تكليف تازهاى بر او تحميل مىنمايند . » « 2 »
وضع مالى :
نامهء زير از ميرزا آقا خان نورى اعتماد الدوله به ناصر الدين شاه است و معرف آشفتگى وضع مالى ايران در دوران صدارت او ( از 22 محرم 1268 تا 20 محرم 1275 قمرى ) مىباشد :
« قربان خاكپاى آسمانساى همايونت گردم ، بيست و پنجسال است كه با بندگى و عبوديت ، بىطمع و بىغرض در خاكپاى مباركت خدمت مىكنم و منت نمىگذارم و منت مىكشم و شكرگزارم . بر خود اعليحضرت ظل اللهى روحنا فداه مثل آفتاب روشن است و نمىتوانند انكار كنند . . . حضرات فرنگيان ديروز مىگفتند كه سه كار در ايران كردى كه تا حال نه از كسى ديده شده
هامش
( 1 ) . مصطفى رحيمى ، مجلهء سخن ، شمارهء آبانماه 1340 ، ص 739 .
( 2 ) . ميرزا يحيى دولتآبادى ، حيات يحيى ، تهران ، 1336 ، ص 101 به بعد .