ديوان رسائل
در ميان سازمانهاى ادارى و سياسى دوران بعد از اسلام ديوان انشاء يا ديوان رسائل ، مقام و ارزش سياسى بسيار داشت ، رئيس اين ديوان زير نظر مستقيم امرا و سلاطين انجاموظيفه مىكرد و غالبا در مسائل مهم كشورى و لشكرى و سياسى مورد مشورت امير و خواجه بزرگ يا نخستوزير وقت قرار مىگرفت ، مهمترين كارمندان اين ديوان دبيران بودند كه در فن دبيرى و نگارش نامههاى سياسى و كليات علوم و فنون عصر خود استادى و مهارت داشتند ، با اينحال گاه ممكن بود در اثر لغزش قلم و عدم توجه به موقعيت مخاطب ، جان و مال و هستى آنان در معرض مخاطره قرار گيرد ، زيرا نوشته بر خلاف گفتار قابل انكار و تحريف نيست . مورخ و دبير نامدار عصر غزنويان ابو الفضل بيهقى در مجلد دهم كتاب خود به اين معنى اشاره مىكند و خطاب به ارباب قلم و دبيران مىگويد : « احتياط بايد كردن نويسندگان را در هرچه نويسند ، كه از گفتار باز توان ايستاد و از نبشتن باز نتوان ايستاد و نبشته باز نتوان گردانيد . » « 1 »
مسعود سعد سلمان نيز با صراحت تمام به دبيران اعلام خطر مىكند و مىگويد :
به گفتن تو را گر خطائى فتد * ز بربط فزونت نمالند گوش
و گر در نبشتن خطايى كنى * سرت چون قلم دور ماند ز گوش
بنا به نوشتهء ابن نديم يكى از منشيان نامدار كه جان خود را در راه قلم از كف داده عبد اللّه بن مقفع است . شرح مطلب اين است كه عبد اللّه بن على ، « پسرعموى منصور خليفه عباسى » بر او خروج كرد ، پس از شكست ، مدتى متوارى بود عدهيى از او شفاعت كردند منصور پذيرفت و قرار شد ابن مقفع اماننامهيى تنظيم نمايد ، ولى اين مترسل نامدار در تنظيم اماننامه راه افراط پيمود و در بعضى فصول آن نوشت :
« اگر امير المؤمنين به عم خود عبد اللّه غدر كند زنانش بىطلاق بيزار ، و ستورانش وقف و
هامش
( 1 ) . فهرست ابن نديم ، ترجمهء رضا تجدد ، ص 195 ( ر . ك لغتنامهء دهخدا ، ذيل ابن مقفع ) .