تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
محروسه در كمال صميميت و صداقت و از روى كمال راستى و درستى ايفا نمائيد . يعنى هر وقت ديديد حاكمتان سوار كالسكه است و براى استراحت و رفع خستگى كارهاى روزانه به هواخورى تشريف مىبرند ، معطل نشويد و بىدرنگ دست راست و چپتان را رو سينه گذاشته مانند فنر دولا شويد و منظم تكريم كامل به جا آوريد . حرف زدن ، خنديدن و راه رفتن و شوخى كردن مطلقا ممنوع است . مرا دولت عليه براى شبانى شما گوسفندان و بزهاى عزيز فرستاده است تا به خاطرتان خطور نكند كه هرگز به ولايات توجه ندارد . من كسى هستم كه مأمورم هر ده خانواده را به يك ديگ محتاج كنم . من با كسى شوخى ندارم و به هركس هرمقدار براى مخارج آبدارخانه و راه افتادن دم و دود حواله دهم مكلف است بىدرنگ بپردازد . به مزاج مازولبيا و باميا و رشته‌خشكار بسيار سازگار است . به همه شما رسما اعلام مىكنم كه ولو جان كردى هم باشد ، اجازه ندهيد كه آبدارخانهء مباركه تعطيل شود . » « 1 » اكنون تا حدى با شيوهء حكومت در ايران بعد از اسلام آشنا شديم سازمان ادارى ايران را در طى سيزده قرن اخير مورد مطالعه قرار مىدهيم :
هامش
( 1 ) . گيلان در جنبش مشروطيت ، پيشين ، ص 129 به بعد