طبقهء روحانيان
طبقهء روحانيان ، چه در دوران قبل از اسلام و چه در دورهء بعد از اسلام ، تنها طبقهء مقتدرى بودند كه كمابيش در مقابل قدرت نامحدود شاهنشاه ، امرا و زورمندان پايدارى و مقاومت مىكردند ، و در صورتى كه حسننيت داشتند ، مىتوانستند تا حدى از ستمگرى و زور - گويى قدرتمندان و عمال آنها جلوگيرى نمايند . جهشيارى در مقدمهء كتاب الوزراء و الكتاب مىنويسد :
شيخ الاسلام
مىگويند در زمان انوشيروان دامنهء بيدادگرى گسترش يافت تا جايى كه موبد موبدان به او گفت : « شاها شنيدهام فقهاى ما مىگويند :
وقتى در شهرى عدل و داد نتواند بيدادگرى و ستم را فراگيرد ، مردم آنجا به دشمنى گرفتار آيند كه با آنان مىجنگد و بيم آن مىرود كه مصيبتهاى پىدرپى به ايشان روى آورد . ما نيز از گسترش جور و ستم عمال تو بيمناك هستيم . »
انوشيروان به اين امر توجه نمود ، و بر او روشن شد كه ظلم و ستم به كار رفته است ؛ از اينرو ، هفتاد نفر از ستمكاران را ، كه پنجاه نفر ايشان از دبيران و عمال و امناء بودند ، به دار آويخت ! » با اين اقدام از بيدادگرى كاسته شد .