تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ آل مظفر ( فارسي ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
شرح
( 193 ) . جامع : « مىبايد كه در ولايت فارس با لشكر كرمان به درگاه عالم پناه آيند . » ( 194 ) . ظفرنامهء نظام‌شاهى : « زين العابدين پسر شاه شجاع را كه شاه منصور گرفته بود و ميل كشيده در آن قلعه محبوس بود ، او را به حضرت آوردند و به عنايت و نوازش مخصوص گردانيده دلخوشى بسيار داد و وعده فرمود كه هرآينه كينهء تو را از دشمنان بكشم و جزاى فعل بديشان رسانم . » ( 195 ) . جامع : « نقل است كه سه نوبت شاه منصور خود را به حضرت خاقانى رسانيد و گفتند حضرت امير بزرگ در آن قشون است و او را مغلطه دادند . » ( 196 ) . حافظ : « در روز جمعه پنجم جمادى الاول ، سنهء خمس و تسعين و سبع مايه از شيراز كوچ فرموده متوجه اصفهان گشت و ابناى مظفر را به تمامى جمع گردانيدند . پسران شاه شجاع ، سلطان شبلى را كه پدرش ميل كشيده بود و زين العابدين كه شاه منصور ميل كشيده و در قلعهء سفيد مىداشت و قبل از جنگ شاه منصور ، حضرت صاحبقرانى فتح آن قلعه فرموده بود و او را مصاحب اردوى اعلى گردانيده . شاه يحيى و فرزندان را از يزد طلب داشت و سلطان احمد را از كرمان و سلطان ابو اسحق را از سيرجان . » ( 197 ) . جامع : « در روز پيش ، حضرت خاقانى فرمود هر هفت پادشاه و پادشاه‌زادگان عراق را در يك زيلوجه نشانيدند و در ( يك ) سفره طعام خوردند . حضرت جهانگشاى از شاه يحيى و سلطان ابو اسحق پرسيد كه شما هرگز همچنين در يك سفره طعام خورده‌ايد و يك‌جا نشسته‌ايد . سلطان ابو اسحق مرد دلير بىخود گفت : اگر ما را اين اتفاق بودى ، حضرت خاقانى به عراق چگونه مدخل ساختى . » حافظ : « ايشان را مخاطب گردانيد كه اگر شما با من يك جهت و دلخواه بوديد بايستى كه در رى و ساوه به معسكر همايون ملحق مىشديد . . . فى الجمله همه را مقيد گردانيدند . . . در نفى و ابقاى ايشان با ملازمان دولت مفاوضت پيوست . عرضه داشتند كه مدتى مديد است تا ايشان در اين ديار حاكم بوده‌اند و هريك در طرفى سكه و خطبه به نام خود كرده . اگر از اين ورطه خلاصى يابند و ميان ايشان و رايات جهانگشايى بعد مسافتى پيدا آيد ، در حساب است كه مردم از اطراف بر ايشان جمع شوند و استيناف احتشاد و استعداد كنند و باز تدارك آن مهم را به تجشم ركاب گردون ساى و تحمل كلفت چندين هزار عنان احتياج افتد . مرد عاقل به اختيار فرصت فايت نگرداند و تعذيب ( ؟ ) دشمن را مجلسى بهتر از مطمورهء عدم كجا باشد . حكم شد تا مجموع را به ياساق رسانيدند . » ( 198 ) . ظفرنامهء نظام شاهى : « در سه‌شنبه 12 رجب 795 » ( 199 ) . براى اطلاع بر مقتولين اين حادثه ، بهتر است كه به اختصار توضيحى داده شود : شاه شجاع از زنان متعدد خود فرزندان متعدد داشت . زن اول او دختر امير سيورغتمش اوغانى بود . اين زن يك دختر و سه پسر آورد . پسران او به ترتيب عبارتند از : سلطان قطب الدين اويس كه در 752 متولد شد و در 777 درگذشت . وى يك پسر يافت به نام سلطان ابو اسحق كه در ماهيار به دستور تيمور كشته شد و يك دختر كه