اثقال « 106 » آز و امل از دوش نهاده ، روى تضرع به حضرت عزت آورده ، از دوست يك اشارت از ما به سر دويدن . رجاء صادق « 107 » كه هرچه از حضرت مفيض - الخيرات روى نمايد « 108 » اگرچه ما عين زحمت دانيم محض رحمت باشد .
زهى سلام تو آسايش و سكينهء روح * زهى كلام تو مفتاح گنجهاى فتوح
« وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ
« 109 »
ثَواباً »
170 ، بر بقاى عمر و دولت و دوستكامى و بسطت « 110 » آن حضرت گردون منقبت بركت باد و حق سبحانه و تعالى سايهء معدلتش بر سر خلائق پاينده داراد . به حق حقه .
بنابر خلوص نيت و حسن طويت كه به نسبت با حضرت معدلت پناهى از آب صافى « 111 » روشنتر است ، واجب ديد صورت حال انهاء كردن كه فرزند دلبندم زين العابدين ، طول اللّه عمره فى ظل عنايتكم ، او را به خدا و به خداوند سپردم « 112 » و ديگر فرزندان طفل و برادرانم « 113 » را به جناب ممالك پناهى سفارش نمودن . چه به حقيقت دولتخواهى « 114 » آن حضرت را ذخرا خلاف « 115 » دانستهام ، چنان كه « 116 » از سجيت كريم و لطف عميم آن يگانهء زمان و زمين مىسزد بر مضمون حسن العهد من - الايمان كار بسته بر قاعدهء مستمره ايشان « 117 » را به جانب مبارك خود مخصوص
هامش
( 106 ) . اثقال احمال آمال از دوش نهاده با بضاعت تحفهء كلمه طيبه كه بدان زاد و بدان زيست روى تضرع . . .
( 107 ) . رجاء واثق و امل صادق .
( 108 ) . . . . اگرچه ما عين رحمت دانيم عين زحمت باشد يثبت على القول الثابت فى الحيوة الدنيا و له عز و جل «عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ . . .( سورة البقرة 216 ) »
( 109 ) . و خير املا ( سورة الكهف 46 )
( 110 ) . بسطت جاه و مملكت آن حضرت سليمان منقبت سكندر تربيت بركت باد و سايهء معدلتش بر سر عالميان و خلايق پاينده به حق الحق و اهله .
( 111 ) . و زلال شافى .
( 112 ) . كورا به خدا . . .
( 113 ) . . . . و برادر و برادرزادگان .
( 114 ) . اخلاص دولتخواهى .
( 115 ) . ذخر اخلاف و فخر اعقاب .
( 116 ) . تا چنانچه .
( 117 ) . ايشان را با جمعهم .