ديگر خطهء بم خراب است و گفتهاند در زمين كرمان سه شهرست : بردسير و سيرجان و بم 162 . اگر آندو شهر خراب باشد و بم معمور بود ، اين شهرهاى ديگر معمور شود و اگر آندو شهر معمور بود و بم خراب ، بم را معمور نتوان كرد . چه بم سرحد هند و سند و سيستان و خراسان و كابل است . من شما را به خدا سپردم .
شما نيز مرا به دعا ياد داريد . چه واقعهء صعب است . مفلس و بىچيز از طاعت و گرانبار از جور و ظلم و عصيان ، به درگاه پادشاه پادشاهان مىروم .
يا رب به عزتت كه ببخشاى بر گناه * و آنگه به فضل خويش بفرماى رحمتى
ما را چو لطفهاى تو گستاخ كرده است * معذور دار اگر به خطا رفت زلتى
سلطان احمد همان روز از شيراز بيرون نشست و متوجه كرمان گشت . بعد از آن 163 اين وصيتنامه به حضرت صاحبقران ايران و توران امير كبير مغفور قطب الحق و الدنيا و الدين امير تيمور گوركان نوشت . مضمون وصيتنامه اين بود :
( هو الحى لا إله الا هو له الحكم و اليه ترجعون ) 164 . عالى حضرت گردون بسطت ، ممالك پناه معدلت دثار مكرمت شعار ، نوئين بزرگ كامكار ، اعتضاد السلاطين گردون اقتدار ، شهسوار مضمار عدل و احسان ، اعدل اكاسره و جبابرهء زمين و زمان ، المنظور « 72 » بعناية الملك الديان ، قطب الحق و الدين امير تيمور گوركان خلد اللّه تعالى ملكه « 73 » ، ملاذ اكاسرهء گيتىدار و ملجأ قهارمهء چرخ مقدار باد و در تعظيم اوامر آسمانى و تحرى مراضى سبحانى ابدا موفق و مؤيد و حق عز و جل و علا آن يگانهء جهان را در مقاصد دينى و دنيوى به اعلى مدارج مرادات و اقصى معارج مرامات برساناد بمنه الكريم و طوله القديم . « 74 »
بعد از تبليغ ادعيهء صالحه « 75 » كه وسيلهء مخلصان حقيقى باشد ، انهاء مى - گرداند كه « 76 » بر رأى ارباب الباب روشن و مبرهن است كه دار دنيا محل حوادث و مكان مكاره است و اصحاب عقول به زخارف مموه او التفات ننمودهاند و نعيم باقى
هامش
( 72 ) . . . . المنظور بانظار .
( 73 ) . . . . و سلطانه .
( 74 ) . بمنه القديم و طوله العميم .
( 75 ) . واثنيهء فايحه .
( 76 ) . . . . كه چون . . .