تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ آل مظفر ( فارسي ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
و مستحسن دانسته‌اند ، مترشح بوده اين معنى موجب « 92 » مباهات مىدانست و در اين وقت كه از بارگاه كبريا نسيم « 93 » دعوت حق به مشام جان ما رسيده و متقاضى
« وَ لا تَجِدُ لِسُنَّتِنا تَحْوِيلًا »
« 94 » 166 حلقه
« وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ »
167 بر در زد « 95 » و گفت
عرش است نشيمن تو شرمت نايد « 96 » * كائى و مقيم خطهء خاك شوى
و به حمد اللّه تعالى هيچ حسرتى « 97 » و نگرانيى بر خاطر نمانده ، باوجود انواع زلت و تقصير و اصناف اجرام « 98 » كه لازم « 99 » وجود انسان است « 100 » ، هر آرزو كه در مخيلهء « 101 » بشر مرتسم تواند بود و از فوائد احسان « 102 »
« فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ »
168 در پنجاه و سه چهار سال كه اتفاق منزل خاك افتاد ، در كنار « 103 » ما نهاد .
متى زدت تقصيرا تزدنى تفضلا * كانى بالتقصير استوجب الفضلا
احرام « 104 » لبيك اللهم لبيك بسته « نفس مطمئنة » « 105 » را نداى
« ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ »
169 در داد .
بدين مژده گرجان فشانم رواست * كه اين مژده آسايش جان ماست
بيت
چگونه بر نپرد جان چو از جناب جلال * خطاب لطف چو شكر به جان رسد كه تعال
هامش
( 92 ) . مؤداى . ( 93 ) . دعوت و اللّه يدعو الى دار السلام به مشام جان رسانيد . ( 94 ) . و لن تجد لسنة اللّه تحويلا ( سورهء فاطر 43 ) ( 95 ) . بر دل . ( 96 ) . بادا . ( 97 ) . هيچگونه نگرانى و حسرت بر دل نمانده است . ( 98 ) . آثام و اجرام . ( 99 ) . لازمه . ( 100 ) . هر آز و آرزو . ( 101 ) . مخيله تصور بشرى . ( 102 ) . احسان و موايد بر و امتنان حضرت واهب منان كه . . . ( 103 ) . كنار مقصود . ( 104 ) . « باقوافل رجا و عفو عميم و رواحل رحمت و نعيم كريم » احرام . . . ( 105 ) . اماره - متن اصح است به مدلول آيه « يا ايتها النفس المطمئنة ارجعى الى ربك راضية مرضيه »