طبلباز : طبلى باشد كه چون باز را بر مرغان آبى سر دهند بر آن طبل مىزنند ، و از آن آواز ، مرغان مىپرند . پس باز يكى از آنها را شكار مىكند
طيره شدن : به خشم آمدن ، غضبناك شدن
عراده : آلتى جنگى كوچكتر از منجنيق كه در جنگهاى قديم براى پرتاب سنگ به كار مىبردند . در جنگهاى قديم بوسيلهء آن سنگ و آتش به طرف دشمن پرتاب مىكردند
عراصات : جنگگاه ، عرصه : ميدان
عوام : عامه ، مقابل خواص
عوانان : آن كه نه پير و نه جوان باشد ، ميانه سال
عنانريزكردن : لگام سست كردن و تاختن
غاشيه : زينپوش ، پوشش زين
فريادنامه : نامهء تظلم ، شكايتنامه
قبچاق : نام دشت و صحرائى است در تركستان و طايفهاى از تركان همان نواحى را قبچاقى گويند
كاراستى : آماده كردن ، مجهز كردن
كامناكام : خواهناخواه ، ناچار ، ناگريز ، البته
كرت : دفعه ، مرتبه ، بار ( جمع كرات )
كنكاج : شور ، مشورت
گريوه : گردن ، پشت گردن ، پشتهء بلند
گنجخانه : مخزن ، خزانه ، محلى كه در آن گنج را حفظ كنند .
گورخانه : مقبره و مدفن ، قبر و گور
لغام : لگام ، لجام
ماه توبه : ماه رمضان
منزعج : پريشان ، ناراحت ، بىآرام
موزه : چكمه ، نوعى پاافزار كه تا ساق پا و زير زانو را فراگيرد
تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي ) — صفحة 141
مساهمون: مؤلف مجهول
ص١٤١