آثار ديگر ، الامامة و الامة ، حكمة الاحكام ، سراج المعراج در تفسير آيات معراجيه ، الشريعه و الطبيعه ، المحيط ، المعارف العاليه نهضة الحسين ، الهيئه و الاسلام ، مواقع النجوم ، تنزيه تنزيل و كتب ديگر ، اساتيدش آسيد محمّد كاظم يزدى و شريعت اصفهانى بودهاند .
هامش
از بازار عبور ميكرد و همان روزى بود كه فردايش بايستى در حضور عيسى بن على عموى منصور اسلام اختيار كند در راه صوت قارى قرآنى را ميشنود كه اين آيات را تلاوت ميكرده ،أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً ، وَ الْجِبالَ أَوْتاداً ، وَ خَلَقْناكُمْ أَزْواجاً وَ جَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتاً، ابن مقفع از حركت باز ميايستد و گوش به آيات خدا ميسپارد تا آن قارى سوره را بپايان مىرساند ، ابن مقفع خود را مخاطب قرار ميدهد كه ، الحق انّ هذا ليس بكلام المخلوق ، براستى كه اينها سخنان آفريدهها نيست و طولى نميكشد كه به حضور عيسى ميرود و فردا در حضور رجال دين و لشكريان ، اسلام اظهار ميدارد و در راه مبارزه با منصور دوانقى بدست حاكم بصره در تنور ميسوزد و داغ ننگ بر جبين ستمكاران باقى ميماند ، تاريخ طبرستان ج 1 / 11 ، عبد اللّه ابن مقفع ، دكتر محمد غفرانى خراسانى ص 70 ) .
در نامهاى كه به منصور مينويسد ميگويد ، لا طاعة لمخلوق فى معصية الخالق ، اى منصور در عصيان به گناه كسى نبايد از عاصى فرمان برى كند و از تو اطاعت .لا يصلح الناس فوضى لا سراة لهم * و لا سراة اذا جهّالهم سادوا .مردم را گستاخى و نابسامانى به صلاح نميآورد اگر رهبرى نداشته باشند ، و رهبر هم با تسلط نادانها فراهم نميشود .
نياز دانايان به امام و پيشوائى كه رهبريشان كند همچون نياز ديگر مردمان بدانشمندان است انديشه و كارشان به او استوار دشمنانشان پريشان و جايگاهشان در گيتى بسى والاست .
( آئين رهروى و رهبرى ص 79 رساله صحابه ) .