مرحوم سيد هبه الدين كه به حق در كتاب هيئت و اسلام - انديشه ژرف كيهان شناسى قرآن او مورد تحسين است سپس مينويسد اما خود من پس از مدتها امتحان و اختيار تنها يك وجه را برتر اختيار كردهام و آن وجه بيست و هشتم است كه به نظر من وجه اعجازى كه در آيات تحدى مقصود بوده همان است يعنى جذابيت روحى آن ، كه نشان ميدهد اين گفتار سليم ، سخن پروردگار و خالق تواناى ما و ربّ حكيم است و همين جذبه است كه براى شرقى و غربى - عجمى و عربى محسوس است و كسى را با آن جدال نيست و ساير وجوه نيز امتياز آن بشمار ميرود و علمائى هم كه از اعجاز قرآن تعبير به بلاغت آن نمودهاند همين جاذبيت روحى مقصودشان بوده « 1 » .
هامش
( 1 ) در مورد جاذبيت روحى قرآن گذشته از شعر او ادبائى كه حضور پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را درك كرده و خالصانه تحت تأثير آيات قرآن قرار گرفتهاند ، و اينان غير از أبو لهبها و أبو جهلها و أبو سفيانهاى مال اندوز و زرپرست بودهاند زيرا خداوند ميفرمايد -كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى-وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ ، الَّذِي جَمَعَ مالًا وَ عَدَّدَهُ،أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ ،ما أَغْنى عَنْهُ مالُهُ وَ ما كَسَبَ ،الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ، خوش باورى است اگر با تمام تأكيدات قرآنى و اسلامى در مورد زهد و پارسائى و انفاق و ايثار كه غالبا از سوى مستضعفين بوده به پنداريم كه متكاثرين و افزون طلبان تحت تأثير جاذبيت قرآن و اسلام قرار گيرند ، قارونهاى تاريخ نه تنها نگرويدهاند بلكه به صورت سد راه و بتهاى استكبار در آمدهاند و از همين جهت متفكرين مجلس خبرگان موادى را براى تحديد تكاثر و قارونها در قانون اساسى گنجاندهاند - زيرا قرآن بانگ برميدارد كه مترفين و متكاثرين سد راهند ،فَفَسَقُوا فِيها فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ، اما دانايان بىغرض مانند سحره فرعون باتمام جيرهخوارىشان به حق و راستى عالم بودند نه عالمنما تسليم شدند و به سجده اللّه درآمدند .
محمد بن اسفنديار مؤلف تاريخ طبرستان مينويسد ، روزى عبد اللّه بن مقفع .