البته الى حال آن نوشتجات سابق خدمت نواب اشرف و الا رسيده است و اقدام در انجام آن فرمودهاند و عنقريب جواب مىرسد و به وزارت جليلهء خارجه انفاد خواهد گرديد . چون چاپار آن دولت در مقام رجعت بود ، به جهت اطلاع وزارت جليلهء خارجهء مختصر مزاحمتافزا گرديد كه سفارت آن دولت بهّيهء را از سبب تأخير وصول در جواب مرقومات وزارت جليلهء خارجه مستحضر فرمايند . زياد زحمت ندارد . فى 12 شهر ذيقعدهء 1294 .
[ حاشيهء سمت چپ ، بالاى سند ] ميرزا مهدى خان مضمون را به سفارت انگليس اطلاع داده ، جواب بنويسد .
سند شمارهء ( 280 ) مورخ : 1300 - « 1 » 1295 ق . / 1883 - 1878 م .
قبلهگاها در باب جزيرهء باسيدو مرقوم فرمودند مخلص درست استحضار به هم رسانيد كه دولت انگليس به چه جهت استعداد خود را از آنجا كم كرده و ازين كم كردن مخارج ، منظور آنها چه چيز است .
هر قدر مخلص تفحّص كرد سبب صدور اين عمل آنها را ندانست مگر تفصيلى كه سابق معروض داشت . محض رسيدگى و اطلاع ، آدمى از خود به آنجا خواهد فرستاد كه درست حقيقت اين امر معلوم شود بعد از حصول استحضار كامل جهت آن را معروض خواهد داشت . زياده مطلبى ندارد كه عرض كند .
سند شمارهء ( 281 ) مورخ : 9 جمادى الاول 1296 ق . / 1879 م . از : حكومت بندر عباس به : صدر اعظم
هو
در باب توپ و توپچى بندر عباسى مرقوم فرموده بوديد كه به همان تفصيلى كه اين بنده عرض كرده بود از لحاظ انور همايونى روحنا فداه گذشته و دستخط مبارك شرف صدور يافته ( كه تكليف حكومت بود كه زودتر اين مسئله را اطلاع مىداد . يك توپ درست موافق قاعده آنجا بفرستند و ده نفر توپچى بلوچ گرفته شود . ) معلوم است در نظر شريف جنابعالى نبوده كه اين بنده در ذى القعدهء 93 [ 12 ] به نمرهء 132 اين فقره را خدمت جناب بندگان عالى عرض كرده و حكمى در اين باب صادر نشده و تكليف اين بنده در هر ماده ، يك بار عرض كردن است . ديگر در رد و قبول ، اختيار با اولياى دولت قاهره است .
حالا كه اذن و اجازه مرحمت شده عمده گرفتن توپچى بلوچ است و چون مقرب الخاقان نصير الملك به سركشى ده خود رفته است ، بعد از مراجعت او قرار اين كار را داده با چاپار هفتهء ديگر عرض خواهم كرد .
زياده زحمت است . فى 9 جمادى الاولى 1296 .
سند شمارهء ( 282 ) مورخ : 27 ذيحجهء 1297 ق . / 1880 م . از : كارگزارى بندر عباس
قربان حضور مباركت شوم . در فرد جداگانه معروض داشت كه مسقط الرأس مرحوم آقا ناصر بندر عباس بوده ولى حيدر آبادى الاصل و خود را رعيت دولت بهّيهء انگليس مىدانست . با مرحوم حاجى احمد شاه خان مينابى رفاقتى خاص داشت . خودسرانه با يكديگر معاملات غريب مىنمودند مثل اينكه حاجى احمد شاه خان در حيات خود معامله با او كرده و املاكى به مرحوم آقا ناصر بيع شرط داده بود . در آن حال حاجى احمد شاه خان فوت شده و بيع ملك هم [ ] گرديده ، آقا ناصر مرحوم به خيال تصرف املاك مزبور افتاده بود ، اين بنده نظر به قواعد دولتى مانع گرديده ، محاورات كرده ، خدمات نموده ، زحمات كشيده آن عمل را به تدابير حسنه تغيير داده و نقدى كرده اينك صورت آن معامله در طى عريضه به حضور مبارك فرستاده از لحاظ مبارك خواهد گذشت .
ولد ذكورى كه از مرحوم حاجى احمد شاه خان به جا مانده بود مسمى به عبد اللّه خان بىقابليت و پستفطرت بوده و در هذه السنه كه موقع مسقط [ ] او بود ، املاك را گذارده و خود فرارى شده به خيالات خام و باطل افتاده كه شايد بتواند اقساط ورثهء مرحوم آقا ناصر [ ] . از آن طرف حاجى محمد حسن پسر مرحوم آقا ناصر هر روزه به اشدّ تأكيدات مطالبهء وجه مسقط مىنمايد . املاك هم مبلغى ماليات ديوانى دارد .
حسب المأمور كارگزاران حكومت بندر عباسى املاك مزبوره سهمى عبد اللّه خان ضبط و [ ] دادهاند كه هم ماليات او برخاسته شود و هر چه فاضل آيد به حاجى محمد حسن برسد . چون دو قسط آتيه و مبلغى از قسط هذه السنه از بابت همين املاك بر ذمهء عبد اللّه خان [ ] بود ، نواب مستطاب اشرف ارفع و الا فرمانفرماى فارس روحى فداه حكم فرمودند املاك سهمى عبد اللّه خان به مدتى كه اقساط مزبوره عايد ورثهء مرحوم آقا ناصر شود و هم ماليات ديوان اعلى عايد گردد ، به استحضار عاليجاه حيدر قلى خان نايب الحكومهء بندر عباس و عاليجاه حاجى محمد على نايب كارگزارى اجاره داده شود . هنوز اين فقره صورت نگرفته ، از آن طرف حاجى محمد حسن هرروزه مطالبه طلب خود مىنمايد . [ ] فى 27 ذيحجهء سنهء 97 .
هامش
( 1 ) . براساس كتاب سرزمينهاى شمالى پيرامون خليج فارس و درياى عمان در صد سال پيش ، پيشين ، ص 325 .