قلب فدوى و خادم دولت باشد . به يگانگى خدا قسم كه صيد سالم به اشدّ رضا ممنون بود كه پيشكش معقولى داده و چيز درستى به اجاره بيفزايد . على اىّ حال جناب خدايگان عالى يقين فرمايند كه به جهت [ ] جزئى كه به بعضى رسيد خاموش ماندند دستور العمل و اطمينان به حاكم بندر و غيره دادند و ضرر كلى به دولت داده آمده . مورخهء هشتم شهر رمضان المبارك سنهء 1283 .
[ بالاى صفحه ] نمرهء 8 ، خلاصه شد .
سند شمارهء ( 149 ) مورخ : 10 رمضان 1283 ق . / 1867 م . به : وزارت امور خارجه
خدايگانا ! محمّد باقر خان كه كيفيت مأموريت او به مسقط در عريضجات قبل عرض شده از قرارى كه خبر رسيد به تاريخ بيست و هفتم شهر شعبان المعظم به رحمت ايزدى پيوسته و امروز سيم فاتحه آن مرحوم است . پسر بزرگى دارد . صاحب عيال و اطفال به سن بيست و پنج سال مسمى به محمّد نبى خان و دو دختر صغير . چشم اميد بازماندگان آن مرحوم به مرحمت و عطوفت جناب خدايگان عالى است .
الحال كه بازماندگان مرحوم مزبور مشغول سوگوارى و عزادارى هستند ، مجال و حالت عرض عريضه به حضور مرحمت دستور ندارند . بهتر آن است كه جناب خدايگان عالى تأكيدى به محصل املاك يزد مرقوم فرمايند كه از استماع اين خبر سست نشده و با بدعتهاى محمّد باقر خان مرحوم به طور قديم بلكه اشدّ بر آن رفتار نمايند و با همشيرهء او نهايت حسن سلوك را به خرج دهد تا بعد دستور العمل مقتضى به او برسد كه پسر محمّد باقر خان قابل و تربيت او به عهدهء بندگان خدايگان عالى است . مورخهء دهم شهر رمضان المبارك 1283 .
[ بالاى صفحه ] نمرهء 3 ، خلاصه شد .
سند شمارهء ( 150 ) مورخ : 12 شوال 1283 ق . / 1867 م . از : كارگزار بوشهر به : وزارت امور خارجه
خدايگانا !
از قرارى كه به بعضى نوشته بودند شيخ سعيد ، حاكم بندر عباسى ، پيشكشهاى والى مسقط را به شيراز برده در وقت ورود به لار سه [ ] طلا و جمعى از معتبرين را شاهزاده حاكم لار به استقبال مشار اليه فرستاده ، از اين استقبال چنين استنباط مىشود كه هر يك از كارگزاران فارس محض طمع به نحوى سبك و سلوك خود را با شيخ سعيد قرار خواهند داد كه عظم و خوفى كه از ايالت فارس تاكنون در دل او بود به كلّى محو شود و حال آنكه چيزى از خود به كسى نمىدهد و ده نفر مثل او بلكه معتبرتر از او در تحت ايالت حكمران ابوشهر است . چرا به آنها به اين نحو سلوك نمىشود و زيادتى اين بر آنها چه چيز است ؟
از قرارى كه مشهور است ميرزا عبد اللّه هم با شيخ سعيد رفته است كه در همه جا باطنا او را از خيالات باطنى كارگزاران فارس مطلّع و مستحضر ساخته و راهنمايى كند و جانفشانى خود را محض جلب منفعت از خدمت شيخ ظاهر سازد . گويا به همين جهت نيز رفته بود .
زياده بر اين عرض كمترين در اين باب مناسب نيست . 12 شهر شوال المكرم سنهء 1283 .
سند شمارهء ( 151 ) مورخ : 12 ذيقعدهء 1283 ق . / 1867 م . از : كارپرداز ايران مقيم بمبئى به : وزارت امور خارجه
هو
خدايگانا !
از قرارى كه به تجّار غير قوم اينجا از بندر نوشته بودند ، شيخ سعيد و ميرزا عبد اللّه هر دو روانهء شيراز شدهاند و شيخ را در خانهء مشير الملك منزل دادهاند و پيشكشى از قبيل تفنگ و طپانچه و ساعت و دو رشته تسبيح مرواريد و چند رأس اسب و غيره همراه بردهاند . جوارى و غلامها را به ملاحظهء سردى هوا در بندر گذاشتهاند كه بعد برده باشند و ميرزا عبد اللّه هزار تومان به جهت حق الخدمت و همراه بودن شيخ گرفته و وجه تحويل برادرش آقا محمّد حسن پيلهور شده ، محض اطلاع عرض شد .
و نيز نوشته بودند حاجى احمد ، پيشكار امام متوفاى مسقط ، به اطمينان نوشتجات بعضى از كارگزاران فارس به شيراز رفته به پاره خيالات شرح احوالات او در وقتى كه به جهت بند و بست كيفيت بندر گوادر با انگليسها به بمبئى آمده بود ، مفصلا عرض شده و كاغذ تبعيت هم از دولت انگليس دارد و بعد از قتل ثوينى نيز پاره خيالات كه در عريضجات سابق محتوى به قتل ثوينى است ، عرض شده به بمبئى آمد . كار را بر وفق مرام نديده با حالت يأس از انگليسها معاودت به ميناب نموده آنجا بناى تملق را به كارگزاران فارس گذاشت . تاكنون كه به شيراز رفته چنان كه مكرر عرض شده مشار باطنا بسيار حيّال و غدّار و به تولّاى دولت انگليس زنده است .
آنچه اظهار تملق نمايد و تعارف بدهد ، محض ظاهردارى است و رواج كار و اضطرار است و به قدر جوى شايستهء اطمينان نيست .