چهارصد ريال مواجب از صيد سالم گرفته و ترك خصومت نمايد و بعضى برآنند كه كرنيل بيلى حيله نموده تركى را به جهت ملاقات به جهاز طلبيده مجبورا روانهء بمبئى ساخته و جمعيت او را متفّرق نموده و صيد سالم را ممنون و مشكور و عبيد دولت انگليس گردانيده بالجمله قريب دوازده روز به سبب زخم پاى تركى كه در دعواى مسقط رسيده بود يا به خيالات ديگر او را در جهاز نگاه داشتند و بعد پياده نموده به پونه بردند كه با كورنر ملاقات نمايد و به جهت او به هيچوجه تشريفاتى به عمل نياوردند . چون جميع اجزاى حكومت هنوز در ييلاقات پونه هستند لهذا از احوال تركى زياده بر آنچه كه عرض شد مطلع نگرديد . بعد از معاودت حضرات به بمبئى حقيقت احوال تركى را از روى بصيرت به عرض خواهد رسانيد . على اىّ حال به جهت اين جزئى تدبير و اندك حركتى كه كردند به سببهاى معلومه كه مستغنى از بيان است صيد سالم را به مراتب شتى زيادتر از پدرش فدوى و مطيع دولت انگليس نموده و زمام اختيار اهالى مسقط و غيره را به نحوى به دست آوردند كه مزيدى بر آن متصور نيست .
بلى اين است معنى دولتخواهى و اين همان تركى است كه به ابوشهر آمد و كمال عداوت را با سالم داشت و همين مصالحه و بند و بست را كارگزاران فارس به احسن وجه مىتوانستند ميان او و صيد سالم بكنند و علاوه بر تحصيل نام نيك به جهت دولت و اظهار قدرت در خليج فارس و ممنون نمودن صيد سالم و اهالى مسقط ، بودن صيد تركى در فارس ميخ چشمى به جهت سالم و اسباب كار خوبى به جهت زياد نمودن اجارهء عباسى و غيره بود كه صيد سالم را قدرت تكلّم باقى نمىماند و اگر چنين كارى مىشد مثل آن بود كه مسقط و توابع آن به دست آمده و جز تدبير و كار فهمى ، به هيچ وجه زور و امداد دولتى لازم نداشت . ليكن چه فايده ، هر قدر كمترين احوالات بندر عباسى و مسقط را عرض نمود ، به سببهاى چند كه عمدهء آن مداخل شخصى كارگزاران فارس بود ، مفيد نيفتاد . آنچه مىخواستند به اسم خود و دولت مداخل كردند و اجارهء عباسى را به حال خود گذاشتند و وقت و فرصت را از دست دادند تا كار بر وفق مرام انگليسها شد و صيد سالم در كار مسلط گرديد و حمايت او به انگليسها لازم شد كه اينست كه هنوز هم كارگزاران فارس ملتفت پاره مسائل نبوده اين عرضهاى كمترين را حماقت محض خيال نمايند .
مورخهء سيم شهر جمادى الثانيهء 1284 .
[ بالاى صفحه ] نمرهء 5 ، خلاصه شد .
سند شمارهء ( 155 ) مورخ : 18 جمادى الثانى 1284 ق . / 1867 م . از : كارپرداز ايران در بمبئى به : وزارت امور خارجه
خدايگانا .
صيد تركى كه كيفيت ورود او به بمبئى در عريضهء مورخهء سيم شهر حال مفصلا عرض شده عجالة الوقت در بمبئى توطن اختيار نموده ، عيالش را هم طلبيده است . ماهى يك هزار و دويست روپيه به توسط كارگزاران انگليس از والى مسقط به او مىرسد و از قرارى كه استنباط شد به طيب خاطر نيامده است و نيز غافل از اين معنى بوده است كه انگليسها او را به عنف نمىتوانند روانهء بمبئى نمايند .
كنون كه از روى عدم بصيرت به دام افتاده است و روزى به آسايش و آسودگى مىگذارند و به سبب تغيير سلوك صيد سالم ، اهالى مسقط و برّ عمان به خلاف سابق جميعا شاكى و متنفر از او هستند . اگر حال بر اين منوال بگذرد ، در اندك مدتى وداع رياست و حكومت و زندگى را خواهد كرد . مورخهء هيجدهم شهر جمادى الثانيهء سنهء 1284 .
[ بالاى صفحه ] خلاصه شد . نمرهء 7 .
سند شمارهء ( 156 ) مورخ : رجب 1284 ق . / 1867 م . از : ميرزا عبد اللّه ، مأمور بندر عباس به : كاپيتان دى نايب باليوز دولت انگليس [ نايب كلنل پلى ] مقيم باسعيدو
هو
سواد مراسله به عاليجاه كپتان و آقاى نايب باليوز دولت بهيهء انگليسيهء مقيم باسعيدو
دوستان استظهارا مشفقا گراما . از قرارى كه شيخ سلطان بن صقر مذكور داشت عاليجاه شيخ خالد بن سلطان صقر از راه دريا به رأس الخيمه آمده و خانهء مشار اليه را خراب و او را از سكناى در خانهء خود ممانعت نموده و خانهء مزبور به استصواب انتساب نسبى و سببى به او رسيده لهذا لازم آمد به آن عاليجاه اظهار دارد كه شيخ سلطان از تبعهء دولت ابدمدّت علّيهء ايران است چرا بايد از شيخ خالد اينگونه خلاف قاعدهء دولتى سر زند . وانگهى از روى دريا مرتكب اين امر خلاف گردد .
در مقام دوستى دولتين فخيمتين از آن عاليجاه خواهش دارم كه غرامت خرابى خانهء او را از شيخ خالد اخذ شود و او را قدغن بليغ نمايند