تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢

سند شمارهء ( 138 ) مورخ : « 1 » بعد از سال 1282 ق . / بعد از سالهاى 1866 - 1865 م . از : ميرزا على اكبر ، منشى ، امين تذكره و وقايع‌نگار بندر عباس به : وزارت امور خارجه

قربانت شوم . قبل از اين معروض شده [ ] اجلال داشت كه به واسطهء نبودن خانه و منزل در بندر عباسى قدرى به جهت مأمور دولت علّيه ، عسرت حاصل و سزاوار نيست كه خانهء رعيتى خراب را به اجاره گرفت . لازم است كه منزلى ساخته شود و مقرر شده بود كه در بندر انبار ساخته شود . انبار بسيار است و ساختن محل مسكن مأمورين امروز الزم از ساختن انبار است و اغلب از حضرات متوقف بندر از [ ] هستند و جماعت حيدرآبادى ، انبار و خانه خارج از قلعه ساخته‌اند . در واقع زمين كه از دولت علّيه است ، بدون اذن ساخته‌اند . اگر مقرر شود كه قيمت زمين را بدهند و به مصرف كار ديوان شود يا آنكه خانه ساخته شود به جهت ديوان بىصرفه نيست . ديگر امر ، امر جناب جلالتمآب خداوندگارى است و مأمور نمودن چند نفر سرباز به جهت انجام بعضى خدمات لازم است . امره الاجل الاكرم مطاع . ميرزا على اكبر امين تذكره بندر عباسى اين فقره را نفهميده ، نوشته است . زمين انبار كه مال دولت است ، به حيدر آبادى فروختن منافى مصلحت دولت است و بايد اعيانى كه آنها ساخته‌اند ، نمىبايست كه از اول آنها را گذارند ، احداث اعيان نمايند . حال كه ساخته‌اند لازم است كه دولت اعيان آنها ابتياع نموده ، ملك خود را خالص كند و به هر كس ضرور شود ، اجاره دهند . ساختن منزل براى مأمور هم امرى است عليحده . [ حاشيهء بالاى سند ] از سال نو مؤيد الدوله خانه بسازد و اعيانى كه بدون اذن ساخته شده است ، قيمت كنند كه اجاره داده شود و بر جمع بندر اضافه شود .

سند شمارهء ( 139 ) مورخ : غرهء صفر 1283 ق . / 1866 م . از : مأمور دولت ايران مقيم بندر عباس به : وزارت امور خارجه

هو اخبارات واقعه به حمد اللّه تعالى از ميامن اقبال و وفور رأفت و عدالت بىزوال اعليحضرت قدرقدرت ، شاهنشاه جمجاه ظل اللّه ارواح العالمين فداه عموم رعاياى داخله و خارجه در مهد امن‌وامان هستند . عاليجاه حاجى احمد شاه خان مراقبت در امورات حكومتى خود دارد . نزول رحمت الهى هميشه به مواقع خوب شده است و مىشود . عموم رعايا از اين فيض عظمى اميدوارى كلى حاصل كرده‌اند . در بيست و سيم ذيحجة الحرام چون جهاز مستمرى بنگل كمپنى بمبئى مىرفت ، تجّار داخله و خارجه هر رقم جنس از قبيل بادام و موز و كورك و پشم و رويناس معادل قيمت هشت هزار تومان در هفت فروند بگاره حمل كرده كه به جهاز برسانند . هنوز از ساحل دور نشده طوفان شديدى گرديده به نوعى كه متلاطم شده چاره و علاجى نديدند . دفعتا واحدهء همگى بگاره شكسته و غرق شدند . [ ] دريا ملاحان به حمد اللّه به سلامتى به ساحل نجات رسيدند . صاحبان مال همگى غمگين جز [ ] چاره نديدند . جهاز آتشى بدون حمل بار به مقصد شتافت . چنانچه سابقا [ ] هرگاه بندر عباسى فرضه داشت اين‌گونه خسارات نسبت به مردم دارد اخبار عشر ثانى شهر حال . دويست خانهء اعراب از طايفهء غريب خان مزيدى [ ] كه اول خاك بندر عباسى است آمده بودند . چون نواب و الا سهام الملك [ ] مزبوره به سبعه آمده بودند آدم به تعاقب آنها فرستاده ، معاودت دادند [ ] كه برخى از قراء سبعه مستأجر و متصرف است و آنچه مذكور است [ ] دستيار دزد دارد . از اداء ماليات تمرد جسته نواب و الا سهام الملك با سيصد نفر سوار محض وصول و سياست مشار اليه به طرف كشكو عزيمت نموده‌اند تا چه شود . اخبارات مسقط : در روزنامهء سابقه از معاودت صيد تركى از گوادر به بندر مسقط و تصرف كردن به طور غلبه معروض افتاد . صيد عبد العزيز ، برادرش ، كه سابقا به طور خيانت مسقط را از تصرف همين صيد تركى درآورده بود بىخبر از اينكه اين واقعات اتفاق خواهد افتاد به تمشيت عمان و به جهت وصول ماليات رفته بود كه اين خبر مسموع نموده راه معاودت را مسدود ديده ، درين وقت از بعضى مشايخ معاونت خواستند . درين اوقات خبر رسيد كه معدود قليلى با او اتفاق نموده‌اند ، على الظاهر مشكل است پيشرفتى كند زيرا كه صيد تركى منظور نظر كارگزاران دولت بهّيهء انگليس است . غالب اهالى عمان هم با معزى اليه متابعت دارند . از جمله محالات است كه بعد از اين مسقط و عمان به واسطهء نفاق اولاد و اولادزاده‌هاى صيد سعيد خان از تزلزل و اغتشاش درآيد مگر آن نواحى مالك قوى به هم رساند . در جهاز وارده بيست و دويم محرم از طرف كراچى به تحقيق خبر رسيده كه صيد سالم بن صيد ثوينى كه كارگزاران دولت بهّيهء انگليسيه در شهر شوّال محض پيشرفت كار صيد تركى در حالتى كه او در بگاره ساحل قريهء بركه پانزده فرسخى مسقط بوده او را گرفتار و به بندر كراچى از آنجا به قلعهء حيدر آباد سند برده ، محبوس داشته بودند . لهذا در عشر ثانى محرم الحرام مشار اليه با چهار نفر آدمى كه داشته به لباس تبديل فرار نموده معلوم نيست به كدام سمت رفته است . انصاف اتفاق غريبى افتاده . خالى از مزه و
هامش
( 1 ) . براساس اسناد ديگر تعيين شد .