تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
چند از خارج انگيخت و مطلب را به او فهماند كه معلوم نمايد مشترى اين بازار هست يا نه . از جملهء وسايل ، امين التجّار بود كه با صيد ماجد گفتگوى مطلب را نموده و او را زياده بر آنچه به تصور آيد طالب اجاره نمودن عمل بندر ديده است و صيد ماجد قرار داده كه بعد از اينكه از اولياى دولت علّيه مطمئن شود كه بندر و توابع آن را به او وا مىگذارند ، پيش‌كش لايقى به جهت اعليحضرت شاهنشاه جمجاه روح العالمين فداه و اولياى دولت علّيه فرستاده و چيزى هم بر اجاره بيفزايد و وجه اجاره را نيز دار الخلافهء باهره و يا هر جايى كه اولياى دولت علّيه بخواهند ، تسليم نمايد و به امين التجّار نيز وعده داده است كه او را وكيل خود نمايد در بمبئى و همهء اين حرفها در يك مجلس دريايى شده است ولى كمال اطمينان را به امين التجّار داده و نهايت اظهار ميل خاطر در اين كار نموده ، ليكن به جهت تعجيل صيد ماجد در روانگى و كثرت مشاغل او فرصت نشد كه امين التجّار مكرّر با او ملاقات نموده سندى بگيرد . بالجمله خيالى كمترين نموده بود از توجه جناب خدايگان عالى به وقوع انجاميد . حال اگر جناب خدايگان عالى اتمام اين كار را صلاح بدانند ، مقرر شود كه به زودى دستور العملى مرقوم شود كه به چه نحو بنادر را به صيد ماجد وامىگذارند و چه شروط قرار مىفرمايند به آن قسمهايى كه لازم است اعلام مطلب به صيد ماجد شده و بند و بست كار بشود و به اشخاصى كه در اين كار با صيد ماجد مربوط و گفتگو نموده‌اند ، دستور العمل داده شد و در جهاز آتشى كه دولت انگليس به صيد ماجد در عوض تعارفات او داده است و چند روز ديگر روانهء زنگبار مىشود ، مجددا اين مطلب را به او بنويسند كه كسى را وكيل مطلق نمايد در اتمام اين كار و آنچه كه به زبان متعهد شده تحريرا متقّبل گردد و بعد از رسيدن دستور العمل از جناب جلالتمآب خدايگان عالى اقدام به اتمام عمل شود . آنچه از كمترين برمىآيد در اجراى اين خدمت كه اگر قبول شود متضمن فوايد و منافع كلّيه به جهت دولت قويشوكت علّيه بالفعل و مال است ، نهايت اهتمام سعى و كوشش را به درجه كه عرض شد رسانند . حال تكميل آن منوط به رأى صواب‌نما و دستور العمل بندگان جناب خدايگان عالى است كه به موجب آن رفتار شود . در اينكه اگر به عون اللّه تعالى اين كار انجام بگيرد در اندك وقتى حسن خدمات صيد ماجد به اولياى دولت قويشوكت علّيه ظاهر شده و رعاياى آن صفحات در كمال آسودگى و فراغت به سر خواهد برد ، شكى نيست . به علاوه صيد ثوينى هم از پاره خيالاتى كه دارد ، مىافتد و به خوبى دماغش ماليده مىشود و اگر هم اولياى دولت قويشوكت علّيه نتوانند بنادر را از حالا از تصرف صيد ثوينى برآرند من باب ما لا يدرك كلّه لا يترك كلّه دور نيست كه بشود اين دو برادر را هم به روى هم واداشت كه چيزى بر ماليات افزوده شود . ليكن خيلى زحمت دارد . اول و احسن به جهت دولت به حسب منفعت و مصالح ديگر شّق اولى است . استدعا دارد كه مقرر شود كه به هيچ وجه سوادى از اين عريضه به جهت احدى نفرستند كه مطلب بىپرده نشود تا موقع كار برسد . اگر بعضى از مباشرين بندر و غيره اين مطلب را بفهمند ، مفاسد كلّيه ظاهر شده ، كارى هم انجام نمىگيرد و زحمتها به هدر مىرود چنان كه در كارهاى ديگر رفت . باقى حكم با جناب جلالتمآب خدايگان عالى است . زياده جسارت است . مورخهء 15 شهر رجب المرجب 1283 . [ حاشيهء سمت راست - بالاى صفحه ] خلاصه شد .

سند شمارهء ( 127 ) مورخ : 27 شعبان 1282 / 1866 از : كارگزارى بندر عباس به : وزارت امور خارجه

فدايت شوم . چنان كه نواب مستطاب اشرف و الا حسام السلطنه خود خدمت بندگان خدايگان اظهار داشته‌اند ، پس از تهديدات و وعده و وعيد عاليجاه شيخ سعيد خان ، حاكم بندر عباسى وجهى به رسم پيشكش نواب معظم اليه فرستاده بود . از قراين آنچه استنباط شد در اين مرحله گمان مودّت را نسبت به بندگان خدايگان منظور داشته‌اند . گويا [ ] فرموده باشد . مبلغ پانصد تومان به جهت بندگان خدايگان به اين بنده التفات فرمودند كه اينك برات تجّارتى به اطلاع مقرب الخاقان مشير الملك گرفته ، انفاد حضور داشت . فى الواقع از انصاف نواب معظم اليه و طرز يك جهتى و محبّتى كه نسبت به بندگان خدايگان اظهار مىفرمايند اين بنده را كمال امتنان حاصل شده است . چنانچه سابقا نيز عرض شد اظهار نهايت التفات را از يوم ورود فرموده‌اند . خلعتى هم مرحمت فرمودند . در روانه داشتن ميرزا على اكبر هم مضايقه نفرمودند و احكام مأموريت آن را هم چنانچه سابقا سواد آن انفاد حضور شد ، صادر فرمودند اينكه ثانيا از جانب حضرات عريضه‌جات رسيد و ملاحظه فرمودند برهم‌خوردگى در آن كار پيدا خواهد شد موقوف فرمودند و چند نفر هم از همراهان نواب و الا طالب رفتن بندر عباسى به مأموريت به جاى عاليجاه ميرزا على اكبر شدند و ليكن به محض اينكه اين بنده حكايت ميرزا عبد اللّه را عرض نمودم ، قبول فرمودند و ديگران را موقوف داشتند . همين قدر كه احكام مواجب او را مرحمت فرماييد ، پيشكشى هم خواهد فرستاد . در مأموريت مسقط كه بيچاره مقروض شده است . انشاء اللّه مرحمتى فرماييد كه حكم مواجب عباسى و مسقط هر دو را صادر فرمايند كه از شمول الطاف بندگان خدايگان رفع كسالت او بشود . زياده جسارت ننمود . ايام مرحمت مستدام باد . فى 27 شهر شعبان المعظم سنهء 1282 عرض شده است .