تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨

سند شمارهء ( 3 ) مورخ : ربيع الاول « 1 » 1237 / 1821 م . از : فتحعلى شاه قاجار به : حكمران انگليسى بمبئى

فرمان كه در جواب عريضهء حاكم بمبئى هندوستان كه در باب بحر العجم و غيره عرض نموده . جناب مجدت و نبالت دستگاه ، شهامت و بسالت اكتناه ، فخامت و نبالت انتباه ، حكومت و ايالت همراه ، صداقت و ارادت آگاه ، عمدة الاكابر و الاماجد ، زبدة الكبراء الماجد ، دولتخواه بىاشتباه . حاكم بمبئى را مفتاح حكمرانى و اقتدار از مقبوض دست كفالت و اختيار بوده مقرون عزّ اعلان همايون باد كه ذريعهء ظهور كمال آداب و وثيقهء آداب صداقت آن جناب در صروف زمانى ضمين مؤيدات دولت و مرور اوانى آمن از منافيات مساعدت مصحوب عاليجاه زبدة الاشباه داكتر جكس در انجمن انجم بهاى حضور و پيشگاه محضر شهود مهر ظهور شارح سراير صداقت و دولتخواهى و مبين رسوم كاردانى و آگاهى آمد ، مراسم صفاى طويت و مراتب حسن عقيدت آن جناب بر رأى عطوفت پيراى پادشاهى بر وجهى احسن واضح و روشن و دقايق آداب‌دانى و ارادت او در پيشگاه ضمير منير شهريارى به طريقى مستحسن ، لايح و مبرهن گرديد . شهود محاسن دولتخواهى آن جناب و التزام دقايق مقتضيات اتحاد دولتين ابدمآب كه از مضامين صداقت قرينش مشهود بود موجب مزيد وثوق و اعتماد و تضاعف التفات خاطر عطوفت نهاد افتاد . در باب جزيرهء قشم و اعلام عاليجاه عمدة الاكابر مستر ولك ، وكيل دولت بهّيهء انگليس ، و لزوم اهتمام در قلع و قمع سارقين دريا كه معروض داشته بود معلوم است كه به عون عنايت خداوند احد ، دولتين به جهت عوايد امروز ، دولت واحد و خير و شر و نفع و ضرر هر يك به آن ديگر راجع و عايد است و تنظيم و تنسيق امر بحر العجم و سواحل و رفع هرگونه خلل و فتور از حواشى آن معابر و مراحل بر اولياى اين شوكت ابد شامل نيز لازم و رأى همايون درين [ در اين ] باب به التفاتهاى لازمه و تأكيدات بليغه جازم مىباشد . چنانچه مخصوص همين امور درين [ در اين ] روزها ، فروزان كوكب آسمان شوكت و شهريارى و تابان گوهر عمان دولت و تاجدارى ، خجسته فرزند مسعود نامدار ، حسينعلى ميرزا ، فرمانفرماى مملكت فارس ، را به پايهء سرير خلافت عظمى احضار فرموده‌ايم و بعون اللّه تعالى بعد از ورود او قرارى كه مايهء اطمينان كارگزاران دولتين باشد ، داده خواهد شد . در خصوص عاليجاه زبدة الاعيان مستر بروس خان كه بدان وضع متمنى گرديده بود از قرارى كه به عاليجاه وكيل آن دولت مقرر گرديده تمناى آن جناب را مقرون انجاح داشتيم و عزّ استحضار و حصول افتخار آن جناب را از مدارج تلطّفات خاطر خطير شاهانهء اين همايون رقم ملاطفت شيم ، شرف اصدار يافت . ملزوم رسوم دولتخواهى و خيرانديشى آن است كه آن جناب كماكان مقتضيات مصالح دولتين را در مجارى هر گونه امور مرعى و منظور دارد و در لوازم آن بر وفق راستى و راست‌روى كوشد و توجهات شهريارى را دربارهء خود زياده شامل دانسته با نهايت استظهار به انتظام مهام متعلقه پردازد و مسئولات را در طى عرايض صادقانه و در معرض كمال التفات مقرون عزّ اسعاف داند . تحريرا فى شهر ربيع الاول سنهء 1237 .

سند شمارهء ( 4 ) مورخ : « 2 » 1237 ق . / 1821 م . از : فتحعلى شاه قاجار به : حسينعلى ميرزا فرمانفرما ، حكمران فارس

فرمانى كه به افتخار فرمانفرماى مملكت فارس در خصوص امر جزيرهء قشم به اعيان دولت انگليس صادر شده . فرزند اعزّ نامدار ، حسينعلى ميرزا ، فرمانفرماى مملكت فارس ، از مكنونات خاطر مرحمت انبار ، قرين عزّ اعلان و آگاهى باد كه مقدمهء جزيرهء قشم و بيرون رفتن جمعى متّجندهء انگليس كه براى قلع و قمع اشرار جواسم آمده بودند مدتها فيما بين امناى دولت قاهره و وكلاى دولت انگليس كه مقيم دربار آسمان تأسيس بودند سخنها در ميان و عمدهء اسباب ترخص عاليجاه مستر ولك از دربار خلافت به خصوص قرار امثال اين اوضاع بود و تعهد نمود كه به ورود دار السلطنهء لندن به مهلت شش ماه كس روانه و آنها را اخراج نمايد و مظنون و منظور اينكه تا حال رفته باشند و امر جملهء بنادر و سواحل مضبوط و منتظم شده باشد . از قرارى كه درين وقت عاليجاه ميرزا باقر معروض مىدارد كارگزاران آن فرزند با عاليجاه مستر بروس خان مواضعه در ميان آورده و ذكر بعضى قرارها فيما بين رفته و اسناد تمسكات به يكديگر دادوستد نموده‌اند . معلوم رأى جهان‌آرا نشد كه ارتكاب بدين امور از چه راه و به كدام مستمسك بوده است و بىاذن و رجوع به دربار خلافت از چه درين كارها مداخلت نموده‌اند و ارسال رسل و رسايل بىاسترخاص از سركار جهانمدار چه بوده و آمده رفت عاليجاه مستر بروس خان به كدام اذن و قرارداد ديوان شده و به چه مهم آمده و بعد از آنكه آمد چرا عرض تفصيل و سبب ننموده‌اند و در گفتگوى امور و
هامش
( 1 ) . اسناد و فرامين منتشر نشده قاجارى از دوران فتحعليشاه قاجارى ، صص 176 - 177 ، نيز سفينة الفرامين ، صص 200 - 199 . ( 2 ) . اسناد و فرامين منتشر نشده قاجارى از دوران فتحعليشاه قاجارى ، صص 217 - 218 ، نيز بنگريد به سفينة الفرامين ، صص 234 - 233 .