جنات عدن
فَادْخُلُوها خالِدِينَ
« 1 » حاصل كرده باشند به وسيلهء
سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ
« 2 » از مستقر سلطنت عالم فانى به مقر دار القرار مملكت جاودانى رساند ، [ بيت : ]
زمام خير و كرامت كمند لطف خداست * كه نفس را به فلك از حضيض خاك كشد
تنى كه جانش ز آلايش بدن شد پاك * بدان وسيله به قرب خداى پاك كشد
وقوع واقعهء صايله و حدوث حادثهء هايله حضرت معدلت شعارى سلطنتپناهى جلالت مكانى طيب اللّه فى حظاير القدس مكانه و اسبغ عليه فى رياض الخلد رضوانه كه دوحهء بوستان فلك آستان مملكت و لوحهء ايوان كيوان سلطنت به وجود با جودش « 3 » « * » رفيع و منيع بود و وظايف ذات كاملش شامل احوال شريف و وضيع ، [ بيت : ]
نموده خدمت رايش چو مهر او همهكس * رسيده سايهء لطفش چو صيت او همهجا
مستلزم انكسار قلوب مكروب اهل اقتدار و اختلال احوال ارباب حشمت و افتخار ، [ نظم : ]
چون توان ديدن به زير خاك آن تن كز شرف * نيست در روى زمين از مكرمت همتاى او
مرده نتوان گفت جانى را « 4 » كه از آثار خير * تا قيامت ملك دين زندهست از احياى او
لا محاله با مقادير تداوير آسمانى تصاوير تدابير انسانى را مجال احتمال
هامش
( 1 ) - قرآن ، سورهء 39 آيهء 73
( 2 ) - قرآن ، سورهء 3 آيهء 133
( 3 ) -T 2 , T: وجود ذى جودى بيله
( 4 ) -T: جامى را
( * ) س 11 : باوجودش