اى طاير خجسته ز نانهاى خويشتن * يك چند نان بده به فقيران به رسم وام « 1 »
تسبيح « * » دانه كردم و سجاده دام ، ليك * عنقا شده است نان ، نشود صيد كس به دام
يك دانه گندم ار به زمين افكند كسى * مردم كنند مور صفت بر وى ازدحام
بر خلق گوشت خر « 2 » « * * » و خنزير شد حلال * يا رب سبب چه بود كه نان شد چنين حرام
خاكسترين فطير ته ديگدان بود * كالبدر فى الدجية و الشمس فى الغمام
خاكسترى كه در ته او « 3 » پخته شد كماچ * سازند توتياش « 4 » « * * * » خلايق به احترام
تشبيه مهر و مه به كماچ ار كند كسى * هردو نهان شوند به خاكستر ظلام « 5 »
بوئى كه مرتفع شود از دود ديگدان * خوشتر بود ز رايحهء مشك در مشام
از هيچ روزنى نكند دود سر برون * جز دود مرگ و دود دل زار مستهام
زينسان كه مردم از پى نان چوب مىخورند * نبود عجب كه گيردشان علت جذام
هامش
( 1 ) - درA: بقيهء ابيات حذف شده است و تنها بيت ماقبل آخر را دارد .
( 2 ) -T: لحم مركب .
( 3 ) -C: آن .
( 4 ) -C،B 2: طوتياش .
( 5 ) -C: اين بيت و بيت بعد را ندارد .
( * ) س 3 : تصبيح
( * * ) س 7 : گوشتى خر
( * * * ) س 12 : طوطيا