تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
اى طاير خجسته ز نان‌هاى خويشتن * يك چند نان بده به فقيران به رسم وام « 1 » تسبيح « * » دانه كردم و سجاده دام ، ليك * عنقا شده است نان ، نشود صيد كس به دام يك دانه گندم ار به زمين افكند كسى * مردم كنند مور صفت بر وى ازدحام بر خلق گوشت خر « 2 » « * * » و خنزير شد حلال * يا رب سبب چه بود كه نان شد چنين حرام خاكسترين فطير ته ديگدان بود * كالبدر فى الدجية و الشمس فى الغمام خاكسترى كه در ته او « 3 » پخته شد كماچ * سازند توتياش « 4 » « * * * » خلايق به احترام تشبيه مهر و مه به كماچ ار كند كسى * هردو نهان شوند به خاكستر ظلام « 5 » بوئى كه مرتفع شود از دود ديگدان * خوش‌تر بود ز رايحهء مشك در مشام از هيچ روزنى نكند دود سر برون * جز دود مرگ و دود دل زار مستهام زين‌سان كه مردم از پى نان چوب مىخورند * نبود عجب كه گيردشان علت جذام
هامش
( 1 ) - درA: بقيهء ابيات حذف شده است و تنها بيت ماقبل آخر را دارد . ( 2 ) -T: لحم مركب . ( 3 ) -C: آن . ( 4 ) -C،B 2: طوتياش . ( 5 ) -C: اين بيت و بيت بعد را ندارد . ( * ) س 3 : تصبيح ( * * ) س 7 : گوشتى خر ( * * * ) س 12 : طوطيا