يگانهاى كه چون در هنگامهء چرخ چنبرى دعوى نمايد ، پيك تيزرو ماه قدم جز به ميدان آمنا و صدقنا نگشايد ، فرزانهاى كه هرگاه در معركهء فلك طاس باز چون كبك درى جلوه كند ، خروس صبح آئينهفام جز نغمهء تحسين او نسرايد .
هرچند يافت مرتبه هرگز دگر نكرد * با خاص « 1 » و عام [ و ] اصلى [ و ] لولى سلوك خويش
خوش لهجهاى كه تا به فلك رفت نغمهاش * در چرخ رفته زهره پى چرخ و دوك خويش
روشن طبع آئينه ضمير ، پهلوان درويش محمد كشتىگير بداند كه عرضه داشت او كه مصحوب حافظ غياث الدين محمد دهدار معروض پايهء سرير چرخ مسير گردانيده بود ، رسيد . مضمون معلوم گشت . متعاقب آن خبر رسيد كه بحسب تقدير ايزدى سيلى خطرناك از نواحى آستانهء ملايك آشيانه « 2 » حضرت بارى « 3 » گذشته ، نعمت [ آباد ] را ممر عبور ساخته بوده و آن پهلوان فرزانه جمعى از غريب و غريبزادهها را « 4 » چنانچه عادت ميمون باشد . به سيلاب فنا داده و خود « 5 » از آن مهلكه بيرون جسته ، به غايت غريب نمود .
مىبايد كه كماهى حالات را عرض كرده متعاقب عرض حالت و سؤال حاجت لازم داند . [ رباعى ] « 6 » :
آن جملهء ارباب هنر را سرور * هرگه كه نمايد از پى قصد هنر
هامش
( 1 ) -A،C: خواص
( 2 ) -A،C،P: نسخه شماره 3392 ، نسخه شماره 1320 : ملك آشيانه ، نسخه شماره 8585 فلك آشيانه ؛B: ملايك اشتباه
( 3 ) -B: بارى جل و على
( 4 ) -B 2: غريبزادهها
( 5 ) -P: به سيلاب فتاده خود را
( 6 ) -T،T 2: انشاء