پهلوان درويش محمد از روى علو « 1 » نسب در ميان اين طايفه مفاخر و مباهى بود زيرا كه از جانب پدر به سلسلهء خواجه عبد اللّه انصارى مىپيوست و از جانب مادر رشتهء انتساب خود را به خرقهء سلطان ابو سعيد ابو الخير مىبست .
( 98 b )
اما چون جمهور سلسلهء كشتىگيران به حسب [ و ] نسب مطعون و از دايرهء اصول بيرونند كه ايشانرا جت و لولى مىگويند ، سلطان حسين ميرزا هرگاه « 2 » با لشكر و سفرى « 3 » مىرفتند خواجگى عبد اللّه صدر را مىفرمودند : كه از براى درويش محمد مكتوبى مشتمل به ظرافت و محتوى « 4 » به مطايبه و لطافت انشا مىفرمودند . و درويش محمد را بدان معزز و سرافراز مىنمودند . چون درويش محمد در انشا بىمثل و عديم النظير بود حكم فرموده بودند كه : در برابر هرمكتوبى ، عرضه داشتى انشا كرده ، بعد از اداى دعوات و تحيات ، عرض حاجات و ملتمسات خود معروض دارد . خواجگى عبد اللّه مىفرمودند كه : آن مناسبت و سليقهاى كه درويش محمد در انشا داشت ما در « 5 » هيچ منشى و سخنآفرينى مشاهده نكردهايم . و منشآت « 6 » خواجگى را كه از « 7 » براى وى انشا « 8 » كرده [ چون ] به غايت غريب و بديع بود كتاب خود را به آن زيب و زينت داديم . و آن منشآت كه نوشته شد اين است :
اى زمرهء مفردان همه محتاجت * داده همه مهتران دوران باجت
[ بر چرخرسان سر كه خداداد « 9 » به لطف * بر تارك سروران دوران تاجت ]
هامش
( 1 ) -A: علوى ؛C: علو نسبت
( 2 ) -B: هرچگاه ؛P: هرچگاهى
( 3 ) -A،C: هرگاه به سفرى مىرفتند ؛B: لشكرى و سفرى
( 4 ) -B،T: مطوى
( 5 ) -P: از
( 6 ) -P: مكتوباتى
( 7 ) -B: را از
( 8 ) -P: براى انشا
( 9 ) -P،B 2: ساخت