سرو را گرچه ديدم از در تو * جور بىحد ، جفاى بىپايان
داشتى در عذاب گوناگون * بنده را بىشوايب خذلان
گاه مىجستم از تو شهر به شهر * همچو مه تيرهروز و سرگردان
گاه متوارى از تو همچو هلال * زده پس خم ز ديدهها پنهان ( P , 129 a )
بىتو چون آب در غمم در غم * بىتو چون رود كوهكم گريان
شب ز شوق تو مىكنم تا روز * چون شغالان غادفر افغان « 1 »
همچو آب حيات مجلس تو * روح جان است [ و ] روحبخش جنان « 2 » T , ( 261 b )
سوختم در هواى آب حيات * من خاكى به آتش حرمان B , ( 220 a )
دارم اميد از جواد كريم * راجيم از مهيمن منان
كه برآرد مرا ز مشكل هجر * به وصالت رساندم آسان
سرفرازا قصيدهاى است غريب * حيرتافزاى فاضلان زمان
هامش
( 1 ) -T: ناله و افغان
( 2 ) -T: روان