تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
بر محراب نماز كرده معبدهاى خود خراب ساخته بودند . و مولانا محمد آن دردانهء قيمتى را به نوعى محافظت مىنمود كه چراغ ديده هيچ بيننده بر « 1 » وى نمىافتاد . و همواره زبان به اين كلام لطافت انجام مىگشاد كه : امر دمى بايد كه تير نظر مخالفان از پيش نظر وى دور باشد تا مرد « 2 » برآيد . و جناب مولانا محمد را عزيمت طواف قدسى مطاف مزار فايض الانوار حضرت سلطان الاوليا و برهان الاتقيا خلاصهء دودمان سيد المرسلين نقاوهء قهرمان الماء و الطين [ بيت ] :
شهيد خاك خراسان امام طيب و طاهر * على موسى [ بن ] جعفر محمد باقر

[ بيت ] :

يك طواف درش از قول رسول قرشى * تا به هفتاد حج نافله يكسان آمد
مصمم گشته بود و كسى كه مناسب و لايق ضبط آن فرزند باشد نداشت . و چون حضرت امير عليشير به پاكيزه ذاتى و ملك صفاتى شهرت تمام داشت - چنانچه « 3 » مشهور بود كه تا از مادرزاده غبار معصيت بر دامن عصمتش ننشسته ، و شيشهء ناموس او به سنگ زلت « * » نشكسته - مولانا محمد را به خاطر رسيد كه آن آهوى صحراى حسن و جمال و آن كبوتر [ هواى ] خوبى و كمال را در حرم محترم او گذارد . به خانهء مير متوجه شد و در خرگاهى نشسته سربرهنه كرده با امير شطرنج مىباخت كه كسى درآمد كه : شاه قاسم نوربخش « 4 » ، آن‌كه سلطان حسين ميرزا روى در ركاب او مىماليد و اظهار تأسف مىكرد كه دريغ كه پاى من يارى نمىدهد كه در جلو آن حضرت
هامش
( 1 ) -A،C: باوى ( 2 ) -P: مراد ( 3 ) -A،C: چنان ( 4 ) -T: كيلديلار ديدى ( * ) س 16 : سنگ ذلت