به قطع نرسيد .
حضرت سيونج خواجه خان در روزى كه در مجلس وى علما و فضلا جمع بودند [ سؤال ] فرمودند كه : تخليل لحيه سنت است يا مستحب ؟ جناب مخدومى سيد شمس الدين محمد فرمودند كه : آنچه از هدايه و [ شرح وقايه و خلاصه ] ساير كتب مشهورهء فقه معلوم مىشود ، تخليل لحيه « * » سنت است .
مولانا شيخ باقى فرمودند كه : لا نسلم كه سنت [ بودن ] تخليل لحيه از اين كتب فهم مىشود . و مولانا عبد الغفار نيز جانب شيخ باقى گرفته مبحث را از پيش بردند . مولانا شيخ باقى اگرچه طالب علم بود اما به مكابره و الحاد و بىقيدى شهرت تمام داشت . چنانچه خواجه يوسف كاشغرى با جمع كثير از ثقات نقل مىفرمودند كه : از [ مولانا ] شيخ باقى به كرات و مرات شنيدهايم كه مىگفت : من در برابر
قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ
« 1 » سورهاى ساختهام كه اگر اهل فضل انصاف پيش آرند « 2 » سورهء مرا ترجيح مىدهند . و قاضى تاشكند مولانا [ حافظ ] پاينده محمد « 3 » چنين نقل مىكرد كه : روزى جمعى از فضلاى تاشكند مجتمع بودند و ابيات مثنوى معنوى [ حضرت ] مولوى مىخواندند ؛ شيخ باقى فرمود كه : مثل اين ابيات مهمله شايد كه در روزى هزار بيت توان گفت . حضار مجلس [ همه ] متغير شدند و كتاب مثنوى حاضر بود گفتيم كه : حسب الحال گشايم تا مولوى رومى آن مست شراب قيومى دربارهء شيخ باقى چه فرمايد ؟ چون گشاديم « * * » اين حكايت برآمد كه : نائى بوده ، چون نى را به دهان مانده از وى بادى ظاهر « 4 » شده ، و فى الحال سر آن نى را به در « 5 »
هامش
( 1 ) - قرآن سوره 109 آيه 1
( 2 ) -A،C: انصاف بدهند
( 3 ) -T: مولانا محمد پاينده
( 4 ) -B: رها
( 5 ) -B: به دهن
( * ) س 4 : لحيه
( * * ) س : 18 : كذا : گشايم ، شايد : گشاييم