سلطان « 1 » صرف منظوم مولانا نور الدين عبد الرحمن جامى را افتتاح فرمود . جد و جهدش به مرتبهاى رسيد كه از اول صباح « 2 » تا مبدأ رواح [ و ] از خروج ظلام تا دخول شام به تكرار مطالعه و تذكار مباحثه مشغولى مىنمود . و چون لحظهاى خاطر [ عاطر ] ش از احاطهء سبق معهود فراغت نمودى ، زمانى « 3 » زمام خامهء تيزرو را به انامل دريا فواصل داده ، به تحسين قواعد خط كه هندسهء روحانى است اشتغال فرمودى ، تا به اندك مدت به توفيق
عَلَّمَ بِالْقَلَمِ
« 4 » توقيع ثلثش
( 57 b )
- كه غبار « 5 » نسخ بر رقاع خوشنويسان زمان ريخته بود - چون ريحان خط خوبان سواد تعليق دلها را تحرير كرده ، در فنون خط و قلمگذارى و انواع انشا و فصاحت دثارى سرآمد روزگار [ و سرفراز ] گشت . چون شب درآمدى و از درس سبق و مشق ورق خاطر خود را فارغ « 6 » ساختى ، به نواختن سازهاى سازنده و نوازش مطربان نوازنده پرداختى . و با طبقهء مغنيان كه به نواهاى جانفزا و نغمههاى دلربا زهرهء چنگى را از فلك فرود آوردندى ، و به وقت سرود طربانگيز دو رود از ديدهء عشاق بينوا روان كردندى ، طرح مصاحبت انداختى [ و در اداى نقرات ملايم و نغمات موزون و حصول اصول ايقاعات بر قانون با ايشان ساختى ] ؛ تا در علم موسيقى و فن ادوار به مقامى رسيد كه زمزمهء نشاط افزايش ناهيد خوش الحان را چون گوشهء چنگ گوشمال دادى ، و به نواى تر - كه « 7 » از رگ خشك رود آب در رود عيش سازد - هزارچشمه از گوشهء چشم گشادى .
گاهى سفينهء فكر را در بحر عروض جارى ساختى و درر اجزا و اركان شعر را كه از صدف طبع سليم سخنوران مستخرج گشته در رشتهء فهم منظوم گردانيده ، كيفيت تقطيع و زحافات و كميت بحور و اوزان و صنايع و بدايع
هامش
( 1 ) -T: سلطان نوروز احمد
( 2 ) -A،C: روز
( 3 ) -B: زبان
( 4 ) - قرآن سوره 96 آيه 4
( 5 ) -A،C: عبارت
( 6 ) -A،C: جمع
( 7 ) -T: ترك