تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
درخت وادى ايمن از نار تجلى نشان مىداده ، به كريمهء
جَعَلَ لَكُمْ مِنَ - الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ ناراً
« 1 » زبان حال گشاد . تو گفتى كه خازن گنجينهء تقدير يواقيت رمانى گريبان دوشيزگان حرم باغ را دفعه دفعه در كاغذ حرير خطائى پيچيده ، به رسم امانت در درج عقيق يمنى محفوظ ساخته ، يا زرگر دوران جوهر و ياقوت را از براى امتحان در كورهء افروختهء
( 56 a )
نار انداخته . و ابن يمين از براى انار لغزى گفته به غايت خوب واقع شده [ و هو هذا ] :
چيست آن گوى پيكر گردان * گاه مينا به رنگ و گه مرجان گوى ياقوت را همىماند * بسته اندر زمردين چوگان رنگ او همچو گونهء معشوق * كه رخش گردد « 2 » از حيا رخشان هست برجى ز خلد پندارى * از پى حور ساخته رضوان بهر حكمت مهندس تقدير * بر ستونى نهاده اين بنيان خارج او همه عقيق يمن * داخل او مذهب از عقيان « 3 » بر فرازش نهاده كنگره‌ها * راست چون تاج بر سر شاهان كنگره نيست افسر لعل است * پر بيا گنده زر ساو ميان نازكانى در او به مهر خداى * نپسوده نه انسشان نه جان همچو اطفال يك‌به‌يك دارند * از زر ناب در دهن پستان هريك از نازكى چنان‌كه خرد * گويدش نار دانه‌اى است عيان فرقه فرقه نشسته همزانو « * » * در بر يكدگر خزيده چنان كه سر موى در نمىگنجد * در ميان از توافق ايشان
هامش
( 1 ) - قرآن سوره 36 آيه 80 ( 2 ) -A،C،B 2: كرده ( 3 ) - درAوCاز اين‌جا تا بيت آخرين اين قطعه حذف شده است . ( * ) س 19 :فرقه فرقه نشسته بهم زانو