تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
رويى خواهى تو « 1 » نور توحيد « * » در آن * رو بين به لقاى خواجه عبد الرزاق
معماى مستخرج به اسم خواجه
جانب خواجه چو نيكو بينى * نور توحيد در آن رو بينى
على الصباح روز پنجشنبه بيست و ششم شعبان [ سنه 928 ] « 2 » كه شيخ - الاسلام روز جهان‌افروز را هنگام سفيده‌دم از پيكر هلال عارضهء خله در پهلو پديد آمد ، و طبيب مسيحانفس
وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ
« 3 » از براى تحليل آن ماده و خنجات « 4 » كواكب را بهر تكميد در پردهء كافورى مهر به خيط الشعاع پيچيده ، گرم بر پهلو نهاد . حضرت شيخ الاسلام از درد خله به تنگ آمده اظهار دردمندى نمودند . اين كمينه در بديهه به اين مطلع رطب اللسان گرديدم :
به خدمت تو پى جان سپردن آمده‌ام « 5 » * تو زنده باش كه من بهر مردن آمده‌ام « 5 »
و رباعى مصنوع نيز معروض داشته آمد « 6 » آن عالىجناب اسپى به زين و لجام به اين كمينه انعام فرمودند و تلطف و تفقد لاكلام نموده حضرت مخدومى و اين كمينه را به رسم ضيافت و مهماندارى يك هفته تكليف ارخاى عنانى « 7 » نمودند .
هامش
( 1 ) -T: ز ( 2 ) - درAوCنيست ؛T: سنه توقوز يوز يكرمه سكزدا ( 3 ) - قرآن سوره 81 آيه 18 ( 4 ) - مبهم است ؛ درA،C،B 2،T:4 , 2 , 1 CTمحذوف است ؛B: و جنحاتT : 3 C: و صحات ؛ نسخه شماره 144 صفحهa95 و شماره 1320 صفحهb140 : و جنحات : شماره 1843 صفحهb90 حجاب ( 5 ) -A: آمديم ( 6 ) -P،B 2: شد ( 7 ) -P،B،B 2: عنان ( * ) س 1 :روى خواهى تو نور توحيد
بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 295 | زين الدين محمود واصفى / الكساندر بلدروف