تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
و مجلس فردوس‌آيين سپهر تزيين آن حضرت از حضور اهل فضل و كمال و ارباب حسن و جمال و اصحاب ساز و نواز هرگز خالى نبود . [ از ] اهل فضل : جناب مبدع البدايع مخترع الروايع نظام عقود جواهر الابيات صراف نقود جواهر الكلمات المختص به قوت الملكات و المشاعر الممتاز بالحدس الكامل و الفهم الوافر ، [ بيت ] :
بلبل باغ معانى آنكه از لطف بيان * طوطيان شكرستان سخن را كرده لال
جناب فضايل‌مآب مولانا قزيلى بود ادام [ اللّه ] نفايس اشعاره « 1 » البديعة [ و زاد بين البلغاء نتايج افكاره النجيعة ، كه ] مانند اجزاى عقد نظم به آن‌جناب مشاكل و متقارب بود . و از هزج دلگشا و رجز غمزدا كه مثمر حظ وافر و فيض كامل بود ، هردم فرح جديد و شوق مديد روى مىنمود . از ارباب ساز و نواز [ جناب مستطاب نادر الدوران مؤلف تركيبات النغمات و الالحان ناقد دساتين القول و العمل ناظم القوانين الهزج و الرمل ] خوشنوازى كه هرگاه در بزم عشاق بينوا به نغمات روح‌افزا و به صوت دلكش غمزدا عمل نمودى مانند زنگوله فرياد و ناله از بزرگ و خرد « 2 » عراق عرب و عجم برآوردى
( 55 a )
، هرگه به قانون نادره‌كارى چنگ در ارغنون هنرپرورى زده « * » مجلس اهل صفا را برافروختى ، مطرب دستان سراى اوج فلك كه عبارت از ناهيد است ساز چنگ خود را از رشك مانند عود بسوختى . ولى شعارى كه آوازهء مقامات « 3 » وى در شش جهت بلند گشته . شعبه‌اى از كرامات وى آنكه مانند عود گوشه‌ها اختيار كرده گاهى [ در ] نشاپور و اصفهان سير مىكرد و گاهى از زابل و نهاوند خبر مىداد ،
هامش
( 1 ) -A: انفاس الشعار ( 2 ) - نسخ ديگر : كوچك ( 3 ) -A،C: آوازه كه مقامات ( * ) س 17 : كذا ، شايد زدى
بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 296 | زين الدين محمود واصفى / الكساندر بلدروف