شعب و اغصان عشقهء محبت و اشجان « 1 » كه پيرامون شجرهء
( 46 a )
جنان برآمده است ، و از ثوران تأثير آنچنان ذبول و ذوبان يافته ، كه از او جز نام و نشان نمانده . خلق آن را عروق و اعصاب مىنامند . و خاربندى كه شحنهء قصبهء وجود ، جهت حراست خيال آن جمال با كمال و منع دخول صور عالم مثال گرد ساحت ديده كشيده است ، كوتهنظران آن خطه قياس آن را مژگان و اهداب مىخوانند . [ بيت ] « 2 »
به گرد ديدهء خود خار بستى از مژه كردم * كه نى خيال تو بيرون رود نه خواب درآيد « 3 »
بعد از عرض شوق و نياز ، معروض آن سرو سرافراز خرامان بوستان ملاحت و غنچهء سيراب خندان گلستان صباحت ، اعنى امير [ محمد ] حسين مىگرداند كه باغ هادم الفراغ مولانا حجت را كه به صد دليل و حجت جناب خواجه ميرم جزاه اللّه خيرا بر باغ ارم بلكه به روضهء رضوان ترجيح مىكردند ، و در خريد آن سعى و اهتمام ما لا كلام مىنمودند ، خريده شد . شمهاى از اوصاف آن محدود و مردود آنكه هرتنبور بىانگور تاكش كندهء دوزخى است ، و هرجوى هولناكش چون خندق دوزخ برزخى ، هربرگ تاك ناپاكش پنجهاى است گشاده به قصد گرفتن دامن دردمندى ، و هرنخ « 4 » زنجير ناكش كمندى است براى گردن فقير مستمندى . دانههاى انگور بىدانهاش هريك پيكان ناوك است ، و انگور مسكهاش هريك دانه پيازى و هر « 5 » يكى دانهء انگور آبى او آبلهاى است پرآب ، و دانه بخشى او اخگرى است براى سوز دل پراضطراب . برگهاى شجرهء ملعونهاش « * » كه
إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ
« 6 » در
هامش
( 1 ) -C،B 2امتحان
( 2 ) - از اينجا در نسخهCصفحهa91 شيوهء تحرير عوض شده است
( 3 ) - از آغاز نامه تا اينجا درTنيست
( 4 ) -B 2: بيخ
( 5 ) - تمام نسخ : از
( 6 ) - قرآن سوره 37 آيه 62 :أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ( * ) س 20 : شجرهء معلونهاش