شأن اوست ، هريك براتى است ناوجه كه محصل اوزبك جان را به تن برمىدارد « 1 » . و شاخهاى آن شجرهء خبيثه كه آيت
كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ
« 2 » بيان اوست ، تاياق اوزبكوار « 3 » مىآيد هركه يكى از آن مىخورد مىميرد . هركه انگور زوجهء « 4 » او را مىچشد ، فوج بلا به قصد جان او خللى « 5 » مىكشد . و هركه انگور اميرى « 6 » او را مىخورد ، از دست باد قولنج جان نمىبرد . عنايت فرموده جناب خواجه مشار اليه را فرمايند ، كه منت بر جان اين كمينه نهاده ، اين باغ مذكور [ را ] گيرند و اين داغ از دل مجروح اين فقير بردارند . هميشه باغ دولت و اقبال به ميوهء « 7 » جاه و جلال برومند باد .
ملتمس دويم آنكه مشار اليه حمامى وقف كرده بودند خطبهاى از براى وقفيهء آن مىبايست « 8 » و آن خطبه اين است كه نوشته شد :
حمد وافر و سپاس متكاثر حضرت ايزد پاكى را سزد كه گنبد سپهر دوار با كواكب ثوابت
( 46 b )
و سيار ، تودهء خاكسترى است پر اخگر از گلخن حمام شهرستان عظمت و كبريائى او . و ظرف زرين آفتاب نورانى و پردهء مشكفام ظلمانى ، محقر طاس و فوطهاى است از براى كمينه گداى بىسر و پاى او . صانعى كه بيوت هفتگانهء حمام اقاليم سبعهء ربع مسكون را از براى تزيين و تفريح فرزندان آدم گرم و سرد و معتدل ترتيب داد ، و
هامش
( 1 ) - چنين است تمام نسخ ( نسخهTصفحهa139 وB768 ، صفحهb170 ) :
هربرى براتى دور نامه جه كيم جان نى بدندين مفارقت قيلدور ادور
( 2 ) - قرآن سوره 14 آيه 26
( 3 ) -B 2 , C , Aاوزبكبار
( 4 ) -Tصفحهa139 : و هركيمكه دوحه سىنيك اوزوميدين تتار بلافوجى آنيك جانيغه قصد قيلور
( 5 ) -B 2 , B , A: خليلى
( 6 ) -Tصفحهa140 : و اوزكا فواكهين
( 7 ) -A : C: ميوهء
( 8 ) -C , A: از براى آن وقفيهاى مىبايست