باغى انداختهام و به نهال ميوه و غيره احتياجى افتاده ، شيخزادهاى است در فراخين عبد العزيز نام ، خالى از فهمى نيست [ و ] از انشا نيز خبرى دارد ؛ از براى وى مكتوبى مىبايد كه از آن نهالها ارسال نمايد . اين مكتوب جهت وى نوشته شد « 1 » :
نهال دولت و اقبال و گلبن عزت و اجلال عالىجناب معالى انتساب سلالهء اعاظم مشايخ الكرام نتيجهء اكارم كبراء العظام وارث موارث « * » الصديقين واحد مواحد « 2 » العز و التمكين المخصوص بعواطف الملك العزيز ، شيخ عبد العزيز ، لا زال كاسمه عزيزا « 3 » ، در چمن عزت و سعادت [ و ] در گلشن رفعت « 4 » و كرامت به زلال افضال [ و ] به رشحات سحاب عنايت ايزد متعال همواره تازه و خرم باد ، و حديقهء بخت دشمن « 5 » جاهش مقرون به خس و خار نكبت ، هميشه پژمرده و دژم ، بعد هذا ، انهاى راى منير آنكه اين مخلص دعاگوى طرح باغى انداخته و مدت مديد است كه به واسطهء كثرت مشاغل به تعمير آن نپرداخته « 6 » . در اين اوقات ، به اشارت و دلالت بعضى احبا ، خاطر به تربيت آن متوجه شده « 7 » . شنيده شد كه در آنجانب از نهال ميوه [ دار ] و غيره بسيار پيدا مىشود . مطموع و مأمول از مكارم اخلاق آنكه آنچه به تفصيل مذكور مىگردد « 8 » ، آن مقدار كه ميسر شود ، به دست حامل رقعهء نياز ارسال نمايند « 9 » :
يكى نهال كه مثل قامت دلجوى بتان سيمينتن بر اطراف قد چمن
هامش
( 1 ) -P: + هو الانشا ؛T: مكتوب .
( 2 ) -C: واحد مواجد ،T: واجد مواجد .
( 3 ) -A،T: غريز .
( 4 ) -P: گلشن حشمتT: + حميت .
( 5 ) - افتادگىهاى نسخهءBتا اينجاست ، ورقa33
( 6 ) - آنB: پرداخته .
( 7 ) -A: شد .
( 8 ) -B: به تفصيل مىگذرد .
( 9 ) -A: ارسال دارند ؛T: + : لطف و كرم لاريدين برومند ليك يوز لانور بمنه و كرمه
( * ) س 6 : شايد مواريث