جرعهاى نوش كرد و به آب نسيان « * » حرف وفاى ياران قديم را از لوح خاطر محو ساخته طريق وفادارى فراموش كرد . شاهد صادق بر اين معنى و دليل مطابق « 1 » بر اين دعوى ، آنكه ، آنجناب قبل از تيسر حصول مطالب دولت و اقبال و تحصيل مآرب جاه و جلال ، دوستان صادق الاخلاص نيكانديش و ياران قديم الاختصاص وفاكيش را به عهد و پيمان و مواعيد مؤكد به ايمان ، مترجى و مستوثق مىداشتند [ و مىپنداشتند ] كه از قطرات امطار سحاب الطاف و عنايت بىغايت سرسبز و برومند خواهد شد . [ بيت ] :
نشاندم گلبن اميد و نخل آرزو در دل * ولى جز خار نوميدى و بار دل نشد حاصل
معاذ اللّه غلط گفتم كه اين معنى را جز بر قوت ضعف طالع نامساعد و ضعف قوت بخت ناموافق حمل « 2 » نتوان كرد . [ مصرع ] :
كز كريمان نسزد آنچه خلاف كرم است .
[ بيت ]
آفتابى شده طالع به حقيقت ليكن « 3 » * طالع من نگذارد كه تو بر من تابى
آفتاب دولت و اقبال از خسوف و بال « 4 » ايمن باد « 5 » .
خواجه شاه محمد خواجهزادهاى بود در كمال حسن و جمال كه آفتاب عالمتاب استنارهء نور از عارض پرنور او كردى ، و گل و رياحين از رشك عارض رخسار « 6 » او عرق شبنم بر روى
( 23 b )
آوردى ، فرمود كه : فقير طرح
هامش
( 1 ) -A: مطابق و موافق .
( 2 ) -A: عمل .
( 3 ) -A: آفتابى شدهاى و به حقيقت ليكن .
( 4 ) -A: خسوف مآل .
( 5 ) -T: باد ، آمين برب العالمين .
( 6 ) -P،T: رشك رخسار .
( * ) س 1 : كذا ، ظاهرا درست اين است : جرعهاى نوش كرد ، به آب نسيان